طلاق رجعی

نسخهٔ تاریخ ‏۳۱ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۰۶ توسط مهدی مهدوی (بحث | مشارکت‌ها) (←‏پانویس)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

طلاق رجعی؛ نوعی از طلاق در فرهنگ اسلامی با امکان بازگشت مرد به ازدواج گذشته.

طلاق رِجعی، در مقابل طلاق بائن قرار دارد و گونه‌ای از جدایی زن و شوهر است که مرد در زمان عدۀ طلاق می‌تواند به همسر خود رجوع کند و پیوند زناشویی را بدون جاری‌کردن صیغۀ عقد، ادامه دهد. ماهیت اصلی طلاق در سبک زندگی اسلامی، رجعی بوده و کارشناسان این نوع جدایی را یکی از مهم‌ترین راه‌کارهای اسلام برای کاهش آمار طلاق، استحکام نهاد خانواده و حفظ سلامت جامعه می‌دانند.

مفهوم‌شناسی

واژۀ «طلاق» از ریشۀ «طلق» به‌معنای آزادی و ترک‌کردن[۱] و در اصطلاح به‌معنای برهم‌زدن پیوند زناشویی (انحلال نکاح) با صیغۀ مخصوص است.[۲] طلاق از منظر جامعه‌شناختی، به فرآیند قانونی و رسمی پایان‌دادن ازدواج اشاره دارد که طی آن زن و شوهر به‌دلایل مختلف از یکدیگر جدا شده و به مسئولیت‌های قانونی و خانوادگی خود خاتمه می‌دهند.[۳] رجوع در لغت به‌معنای برگشتن[۴] و در اصطلاح شرعی به‌معنی بازگشت مرد در زمان عده به عقد ازدواج سابق است.[۵] در مقابل «طلاق رجعی»، «طلاق بائن» قرار دارد و در این نوع جدایی مرد نمی‌تواند به همسر خود بدون عقد ازدواج، برگردد.[۶][۷] در سبک زندگی اسلامی- ایرانی اصل بر رجعی‌بودن طلاق است قانون مدنی ایران، فقط به مصادیق طلاق بائن پرداخته که خود، دلالت بر رجعی‌بودن، به‌عنوان یکی از مبانی حقوقی طلاق دارد.[۸]

بسترهای فرهنگی و تاریخی

طلاق در بستر فرهنگی و تاریخی قبل از ظهور اسلام (دوران جاهلیت) به‌دلیل نوع نگاه غالب به جنسیت زن، ابزاری برای آزار و تحقیر زنان محسوب می‌شد. بر مبنای برخی آموزه‌های تورات و انجیل کـه عرب‌ها از آن تاثیر پذیرفته بودند، زن از نظر خلقت، طفیلی وجود مرد انگاشته می‌شد. چنین نظام فکری، موجب تضعیف زن در برخی حقوق، از جمله حق زن در طلاق شده بود.[۹] در زمان جاهلیت مرد می‌توانست زن خود را چندین‌بار طلاق دهد و سپس رجوع کند. آیات صریح قرآنی[۱۰] به دفاع از حقوق زن پرداخت و رجوع در طلاق را به دو مرتبه، منحصر کرد.[۱۱] سیرۀ پیامبر اسلامی و مسلمانان نیز نگاه عمومی را از لحاظ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به زن تغییر داد و طلاق با سیاست‌گذاری‌های اخلاقی، در جهت تحکیم خانواده سوق داده شد.[۱۲] ازدواج از محبوب‌ترین امور و طلاق از مبغوض‌ترین آنها در فرهنگ اسلامی شمرده شده است.[۱۳]

اهمیت و جایگاه

طلاق یکی از واقعیت‌های اجتماعی در تمام جوامع و فرهنگ‌ها و دارای علل و پیامدهای مختلف است. هر نظام فرهنگی، با توجه به مبانی دینی و معرفتی خود، سیاست‌گذاری ویژه دربارۀ طلاق دارد. در سبک زندگی اسلامی، به‌دلیل اهمیت و تقدس نهاد خانواده، طلاق در مواردی جواز دارد که راه‌حل مشکلات زناشویی، منحصر در جدایی باشد.[۱۴] علامه طباطبایی می‌نویسد که جواز طلاق مانند ازدواج پاسخ به یک نیاز واقعی است و در چارجویی خردمندانه ‌برای حل مشکل خانوادگی، پذیرفته شده است.[۱۵] به نظر کارشناسان دینی، اسلام از هر عاملی که موجب تداوم زندگی مسالمت‌آمیز خانوادگی و لغو تصمیم طلاق شود، استقبال می‌کند و به‌همین دلیل شرایط و مقررات طلاق را به‌صورتی تدوین کرده است که موجب تاخیر طلاق و انصراف از آن می‌شود. از جملۀ این راهکارها، مسئلۀ رجوع بوده که به نظر محققان بازگشت مرد در طلاق رجعی، بازسازی دوبارۀ خانواده است؛ [۱۶] زیرا اختلافات سطحی زن و شوهر سطحی در زمان عدۀ طلاق کم می‌شود یا از بین می‌رود.[۱۷]

طلاق رجعی در قانون جمهوری اسلامی ایران

در نظام جمهوری اسلامی ایران خانواده نهاد بنیادی جامعۀ اسلامی و کانون رشد و تعالی انسان معرفی شده و تمامی قوانین و برنامه‌ریزی‌های مربوط به خانواده نیز در جهت آسان‌کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایۀ حقوق و اخلاق اسلامی استوار شده است. براساس همین مبنا، طلاق رجعی در قوانین رسمی جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شده، اما در سیاست‌گذاری‌ها و تشریفات آن، به تحکیم خانواده و بازگشت به زندگی زناشویی توجه شده است؛ برای مثال طرح گواهی عدم امکان سازش در هنگام درخواست طلاق، ضرورت مشاوره و داوری برای ایجاد فرصت بازگشت زوجین به زندگی زناشویی، در مقرارت مختلف طلاق، از جملۀ این سیاست‌گذاری‌های بازدارنده محسوب می‌شود.[۱۸]

حق رجوع در طلاق رجعی

بر اساس مبانی فقه شیعه، صاحب حق رجوع در طلاق رجعی، مرد است؛ [۱۹] اما در صورتی که طلاق توافقی باشد، با توجه به اینکه درخواست طلاق از جانب هر دو نفر ثبت شده، طلاق بائن بوده و برای مرد حق رجوع نیست. در این صورت نیز اگر زن نسبت به مالی که در قبال طلاق به مرد داده، رجوع کند، ماهیت طلاق رجعی و برای مرد نیز حق رجوع ثابت می‌شود.[۲۰]

عده (مدت انتظار) در طلاق رجعی

مدت زمانی که زن بعد از طلاق باید منتظر باشد و مرد حق رجوع دارد، در حقوق اسلامی «عده» و در ادبیات فقهی «سه طُهْرْ» (سه دوره پاک‌شدن از عادت ماهانه) نامیده شده است.[۲۱] براساس مادۀ 1150 قانون مدنی ایران، عده مدتی است که عقد ازدواج منحل شده، اما زن نمی‌تواند شوهر دیگر اختیار کند.[۲۲] اما برپایه دیدگاه‌های فقهی، برخی زنان در صورت جدایی عده ندارند، مانند دختر نابالغ، زن یائسه[۲۳] و زنی که پس از ازدواج با او آمیزش نشده است.[۲۴]

حقوق و تکالیف متقابل همسران در طلاق رجعی

به‌دلیل ماهیت طلاق رجعی و فلسفۀ تشریع آن، همسران از حقوق و تکالیفی برخوردارند که به نظر کارشناسان جنبۀ بازدارندگی دارد. برای مثال زن که در عدۀ طلاق رجعی به سر می‌برد در حکم زوجه بوده و نقفۀ متعارف او بر عهدۀ شوهر است.[۲۵] از طرف دیگر زن باید در این مدت، از شوهر تمکین کند و بدون اجازۀ او نمی‌تواند از منزل بیرون برود.[۲۶]

ویژگی‌ها و آثار طلاق رجعی

در طلاق رجعی، ویژگی‌ها و آثاری وجود دارد که آن را از طلاق بائن متمایز و زن و شوهر را به ایجاد صلح تشویق می‌کند:

  1. در صورت فوت یکی از زوجین، طرف مقابل از او ارث می‌برد؛ [۲۷]
  2. در صورت فوت یکی از زوجین، امکان غسل‌دادن او توسط طرف دیگر وجود دارد؛
  3. زکات فطرۀ زن در طلاق رجعی بر عهدۀ شوهر است؛
  4. هزینۀ کفن مطلقه رجعیه بر عهدۀ شوهر است؛
  5. نزدیکی شوهر در مدت عده، رجوع محسوب می‌شود حتی اگر شوهر قصد رجوع را نداشته باشد؛
  6. خواستگاری از مطلقۀ رجعیه چه با صراحت و چه با اشاره، جایز نیست؛
  7. در صورت زنای هریک، زنای آنها محسنه است و با موجود بودن شرایط، رجم می‌شوند؛
  8. قسم یادکردن مبنی بر ترک روابط زناشویی برای مطلقه رجعیه صحیح است؛
  9. تا زمانی که مطلقه رجعیه در عده است، شوهر نمی‌تواند خواهر او را به همسری بگیرد؛
  10. زنا با مطلقۀ رجعیه در حال عده، باعث حرمت ابدی می‌شود؛
  11. اگر شوهر فوت کند، زن باید عدۀ وفات نگهدارد؛
  12. برای حج مستحب اجازه شوهر برای مطلقه رجعیه شرط است اما در حج واجب اجازه شرط نیست. [۲۸]

شیوۀ رجوع

شیوۀ رجوع از طلاق در فقه شیعه، به‌دلیل اهمیت نهاد خانواده و منفوربودن طلاق، آسان و بدون تشریفات خاص طراحی شده است:

  1. هرگونه سخن یا فعلی که به‌طور معمول به‌منظور اعلام قصد رجوع از طرف مرد انجام می‌شود: مانند بوسیدن، لمس‌کردن و هر گونه گفتاری که دلالت بر قصد رجوع کند.[۲۹]
  2. برای تحقق رجوع از طلاق نیازی نیست که این قصد به زن اعلان شود. با این وجود، چون زن در اثر رجوع مرد از طلاق، دوباره تکالیفی در زندگی زناشویی خود پیدا می‌کند، زن هرگاه از رجوع مرد آگاه شود مکلف به رعایت وظایف زناشویی است.
  3. بر اساس قانون فعلی جمهوری اسلامی ایران، رجوع مرد باید ظرف مدت یک ماه از تاریخ رجوع به ثبت برسد؛ در غیر این صورت مرد ممکن است به مجازات عدم ثبت رجوع از طلاق محکوم شود.[۳۰]
  4. در فقه شیعه رجوع تا طلاق دوم جایز است. پس از طلاق سوم، ازدواج دوبارۀ مرد و زن، نیاز به «محلل» دارد و آن، مردی است که با زن سه‌طلاقه، ازدواج می‌کند.[۳۱] به نظر کارشناسان ضروت محلل در طلاق سوم، نوعی تدبیر برای جلوگیری از تکرار طلاق بوده و آمارها نیز نشان می‌دهد که این قانون اثر فوق‌العاده در جلوگیری از تکرار طلاق دارد.[۳۲]
  5. بسیاری از کارشناسان شرط واقعی رجوع و اثرگذاری آن را «قصد اصلاح» می‌دانند که در آن قصد ایجاد ضرر و بلاتکلیف‌ساختن زن، وجود نداشته باشد.[۳۳] علامه طباطبایی با اشاره به احکام اسلامیِ طلاق و رجوع و شرط‌بودن قصد اصلاح در طلاق رجعی، اکتفا در عمل به ظواهر دین و غفلت از روح آن را موجب ابطال مصالح شریعت می‌داند.[۳۴]

راه‌کارهای تشویق به رجوع

در روایات اسلامی برخی از راه‌کارهای روانشناختی پیشنهاد شده که موجب رجوع مرد و ایجاد سازش می‌شود. امام محمد باقرالعلوم سفارش کرده است که زن مطلقه در دوران عده سرمه بکشد، موهای خود را رنگ و خود را معطر کند و لباس دلخواه خود را بپوشد تا خداوند گشایشی ایجاد کند و زن بار دیگر قلب مرد را تسخیر کند.[۳۵] در خرده‌فرهنگ‌های ایرانی نیز سازوکارهای عرفی و اجتماعی شکل گرفته که مانع از جدایی دایمی زن و شوهر می‌شود؛ پادرمیانی خانواده‌ها و خویشاوندان زن و شوهر به شیوه‌های گوناگون از جملۀ این سازوکارهای عرفی است. گرچه در حال‌حاضر به‌دلیل نفوذ فرهنگ بیگانه، نقش خویشاوندان در مدیریت اختلاف زن و شوهر و جلوگیری از پدیدۀ طلاق کم‌رنگ شده است.[۳۶]

پیامدهای اجتماعی طلاق رجعی

کارشناسان معتقدند که امکان رجوع مرد به همسر مطلقۀ خود، موجب پایین‌آمدن آمار طلاق و کاهش آسیب‌های اجتماعی در جامعه می‌شود؛ زیرا بسیاری از تصمیم‌ها در امر طلاق بر اثر یک عصبانیت و اشتباه کوچک زوجین گرفته می‌شود و برگشت به زندگی زناشویی روابط آنها را بهبود می‌بخشد.[۳۷] همچنین از آثار مخرب طلاق بر کودکان مانند ترس از ترک‌شدن، طردشدگی، احساس گناه، ناتوانی، بلاتکلیفی،‌اندوه، تنهایی، خشم و افسردگی جلوگیری می‌شود.[۳۸]

پانویس

  1. مرعی، القاموس الفقهی، 1413ق، ج1، ص134.
  2. شهید ثانی، مسالک الافهام، 1413ق، ج9، ص9.
  3. طاهری، حقوق مدنی، 1392ش، ج3، ص247.
  4. ابن‌منظور، لسان العرب، 1414ق، ج8، ص114.
  5. شهید ثانی، مسالک الافهام، 1413ق، ج9، ص312.
  6. ابن‌ادریس حلی، السرائر، 1410ق، ص667.
  7. مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه، 1392ش، ج5، ص205.
  8. جعفری لنگرودی، روش جدید در مقدمه عمومی علم حقوق، 1387ش، ص58.
  9. پروین و دیگران، «مطالعۀ تطبیقی طلاق در فرهنگ جاهلیت وقرآن با تکیه بر بسترهای معرفتی»، 1400ش، ص51.
  10. سورۀ بقره، آیۀ 229.
  11. حقانی زنجانی، طلاق یا فاجعۀ انحلال خانواده، 1374، ص34.
  12. سورۀ بقره، آیۀ 229.
  13. حر عاملی، وسائل الشیعه، 1409ق، ج22، ص8.
  14. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، 1364ش، ص253.
  15. طباطبایی، تفسر المیزان، قم، 1417ق، ج2، ص278.
  16. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، 1374، ج22، ص252.
  17. حقانی زنجانی، طلاق یا فاجعۀ انحلال خانواده، 1374، ص67.
  18. خزائی و شجاعی، «ارزیابی نقش طلاق رجعی در حفظ کانون خانواده با نقدی بر سیاست تقنینی و قضایی»، 1397ش، ص87.
  19. نجفی، جواهر الکلام، 1404ق، ج32، ص5.
  20. جوادی آملی، تفسیر تسنیم، 1385ش، ج11، ص297-309.
  21. نجفی، جواهر الکلام، 1404ق، ج32، ص219؛ .
  22. شمس، قانون مدنی و قانون مسؤلیت مدنی، 1394ش، ص260.
  23. نجفی، جواهرالکلام، 1404ق، ج32، ص41.
  24. نجفی، جواهرالکلام، 1404ق، ج32، ص211-212. .
  25. بهجت، جامع‌المسائل، 1426ق، ج4، ص108و109.
  26. بنی‌هاشمی خمینی، توضیح‌المسائل مراجع، 1424ق، ج2، ص530.
  27. رفیعی، بررسی فقهی طلاق و آثار آن در حقوق زوجین، 1380ش، ص109-110.
  28. احمدوند و عینی، «حقوق متقابل زوجین در دوران عده طلاق رجعی»، 1400ش، ص15.
  29. امام خمینی، توضیح المسائل، 1424ق، ج2، ص530-531. ‌
  30. «ثبت رجوع از طلاق»، وب‌سایت مشاورۀ حقوقی دینا.
  31. طباطبایی یزدی، العروة الوثقی، 1420ق، ج5، ص515.
  32. مطهری، امدادهای غیبی در زندگی بشر، بی‌تا، ص163.
  33. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، 1374ش، ج2، ص156.
  34. طباطبایی، تفسیر المیزان، 1417ق، ج2، ص235.
  35. حویزی، نورالثقلین، 1415ق، ج5، ص325.
  36. «نقش خویشاوندان دلسوز و داوران خانواده در رفع اختلافات زن و شوهر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.
  37. قوجائی خامنه، «نقش حکم رجوع پس از طلاق در حفظ نهاد خانواده در پرتو قرآن کریم»، 1394ش، ص92.
  38. «اثرات طلاق والدین بر روی کودکان چیست؟»، خبرگزاری ایمنا.

منابع

  • قرآن کریم.
  • ابن‌ادریس حلی، محمد بن منصور، السرائر، قم، موسسه النشر الاسلامی، 1410ق.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر، 1414ق.
  • «اثرات طلاق والدین بر روی کودکان چیست؟»، خبرگزاری ایمنا، تاریخ درج مطلب: 30 دی 1400ش.
  • احمدوند، خلیل‌الله و عینی، پروین، «حقوق متقابل زوجین در دوران عده طلاق رجعی»، مجلۀ قانون‌یار، دورۀ پنجم، شمارۀ 19، پاییز 1400ش.
  • امام‌‌خمینی، سیدروح‌الله، توضیح المسائل، تحقیق سید محمدحسین بنی‌هاشمی خمینی‌، قم، ‌جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1424ق. ‌
  • بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، توضیح‌المسائل مراجع مطابق با فتاوای سیزده نفر از مراجع معظم تقلید، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1424ق
  • بهجت فومنی، محمدتقی، جامع‌المسائل، قم، دفتر آیت‌الله بهجت، چاپ دوم، 1426ق.
  • پروین، جلیل و دیگران، «مطالعۀ تطبیقی طلاق در فرهنگ جاهلیت وقرآن با تکیه بر بسترهای معرفتی»، مجلۀ پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره 14، شمارۀ 28، بهار و تابستان 1400ش.
  • «ثبت رجوع از طلاق»، وب‌سایت مشاروۀ حقوقی دینا، تاریخ بازدید: 4 مهر 1403ش.
  • جعفری لنگرودی، محمدجعفر، روش جدید در مقدمه عمومی علم حقوق، تهران، گنج دانش، 1387ش.
  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، اسرا، 1385ش.
  • خزائی، میثم و شجاعی، راضیه، «ارزیابی نقش طلاق رجعی در حفظ کانون خانواده با نقدی بر سیاست تقنینی و قضایی»، مجلۀ فقه و حقوق خانواده، دورۀ 23، شمارۀ 68، تیر 1397ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسۀ آل البیت، 1409ق.
  • حقانی زنجانی، حسین، طلاق یا فاجعۀ انحلال خانواده، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374ش.
  • حویزی، عبدعلی بن جمعه، نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، 1415ق.
  • رفیعی، علی، بررسی فقهی طلاق و آثار آن در حقوق زوجین، تهران، مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1380ش.
  • شمس، عبدالله، قانون مدنی ایران و قانون مسؤلیت مدنی، تهران، دراک، 1394ش.
  • شهید ثانی، زین الدین بن علی، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، 1413ق.
  • طاهری، حبیب‌الله، حقوق مدنی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1392ش.
  • طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان، قم، فرهنگ اسلامی، 1417ق.
  • طباطبایی یزدی، سیدمحمد کاظم، تکملة العروة الوثقی، قم، داوری، 1414ق.
  • قوجائی خامنه، مریم، «نقش حکم رجوع پس از طلاق در حفظ نهاد خانواده در پرتو قرآن کریم»، مجلۀ مطالعات اسلامی زنان و خانواده، شمارۀ 2، بهار و تابستان 1394ش.
  • مرعی، حسین عبدالله، القاموس الفقهی، بیروت، 1413ق.
  • مطهری، مرتضی، امدادهای غیبی در زندگی بشر، تهران، صدرا، بی‌تا.
  • مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، صدرا، 1364ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش.
  • مؤسسه دایرة المعارف فقه اسلامی، فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهل‌بیت، قم، 1392ش.
  • نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرائع‌الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1404ق.
  • «نقش خویشاوندان دلسوز و داوران خانواده در رفع اختلافات زن و شوهر»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: 8 آبان 1390ش.