ابودردا: تفاوت میان نسخهها
هانیه کلهر (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «<big>'''اَبودَردا'''</big>؛ نوعی آش سنتی ایرانی ابودردا، نوعی آش سنتی است که نام آن برگرفته از نام یکی از یاران حضرت محمد است. مردم این آش را برای بهبود بیماری و برآورده شدن حاجت میپزند. مشابهت ظاهری دو واژۀ «دردا» و «درد» موجب شده که مردم ابودردا ر...» ایجاد کرد) |
هانیه کلهر (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''اَبودَردا'''</big>؛ نوعی آش سنتی ایرانی | <big>'''اَبودَردا'''</big>؛ نوعی آش سنتی ایرانی | ||
ابودردا، نوعی آش سنتی است که نام آن برگرفته از نام یکی از یاران حضرت محمد است. مردم این آش را برای بهبود بیماری و برآورده شدن حاجت میپزند. مشابهت ظاهری دو واژۀ «دردا» و «درد» موجب شده که مردم ابودردا را صاحب درد پنداشته و این آش را به او نسبت دهند. دردا در عربی بهمعنی بدون دندان است. این خوراک را آش بیمار، آش امام زینالعابدین، آش عمودرد، آش عمودردا، آش مراد، آش سلامتی و آش هودَرد (هفت درد) نیز میگویند. علت نامیدن آن به هفت درد، به دلیل شفابخش انگاشتن این غذا در ۷ بیماری بوده است. | ابودردا، نوعی آش سنتی است که نام آن برگرفته از نام یکی از یاران حضرت محمد است. مردم این آش را برای بهبود بیماری و برآورده شدن حاجت میپزند.<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.</ref> مشابهت ظاهری دو واژۀ «دردا» و «درد» موجب شده که مردم ابودردا را صاحب درد پنداشته و این آش را به او نسبت دهند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵؛ [https://vajehyab.com/dehkhoda/آش دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه آش.]</ref> دردا در عربی بهمعنی بدون دندان است.<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ذیل واژه درد.</ref> این خوراک را آش بیمار، آش امام زینالعابدین،<ref>بلوکباشی، فرهنگ عامه، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۲.</ref> آش عمودرد، آش عمودردا،<ref>برهان آزاد،«چهارشنبهسوری»، ۱۳۴۳ش، ش۱۰، ص۵۵.</ref> آش مراد،<ref>هنری، آیینهای نوروزی، ۱۳۵۳ش، ص۴۲.</ref> آش سلامتی<ref>دولتی،«سفرهها»، ۱۳۴۵ش، ص۴۲.</ref> و آش هودَرد (هفت درد) نیز میگویند. علت نامیدن آن به هفت درد، به دلیل شفابخش انگاشتن این غذا در ۷ بیماری بوده است. | ||
==مناسبتهای پخت== | ==مناسبتهای پخت== | ||
آش ابودردا در مناسبتهای گوناگون، پخته میشود. تهرانیها در آخرین چهارشنبة ماه صفر یا آخرین چهارشنبة سال، مردم سروستان (در استان فارس) و خراسان در آخرین چهارشنبة ماه صفر و مردم تربتحیدریه در یکی از چهارشنبههای سال آن را طبخ میکنند. در کازرون این غذا در روزهای سوگواری محرم و صفر طبخ میشود. مردم افغانستان در روز سیزدهم ماه صفر ابودردا را طبخ میکنند. | آش ابودردا در مناسبتهای گوناگون، پخته میشود. تهرانیها در آخرین چهارشنبة ماه صفر<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷. </ref> یا آخرین چهارشنبة سال،<ref>بلوکباشی، فرهنگ عامه، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۲. </ref> مردم سروستان (در استان فارس)<ref>فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۷-۱۲۸.</ref> و خراسان در آخرین چهارشنبة ماه صفر<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵.</ref> و مردم تربتحیدریه در یکی از چهارشنبههای سال آن را طبخ میکنند.<ref>دانشگر، فرهنگ واژههای رایج تربتحیدریه، ۱۳۷۴ش، ص۱۴.</ref> در کازرون این غذا در روزهای سوگواری محرم و صفر طبخ میشود.<ref>حاتمی،«بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰. </ref> مردم افغانستان در روز سیزدهم ماه صفر ابودردا را طبخ میکنند.<ref>افغانینویس، لغات عامیانۀ فارسی افغانستان، ذیل آش ابودردا.</ref> | ||
==مواد مورد نیاز و شیوة تهیه آنها== | ==مواد مورد نیاز و شیوة تهیه آنها== | ||
مردم تهران در این آش از نخود، لوبیا، عدس و ماش و در خراسان از نخود، عدس، ماش، لوبیای سفید، لوبیا چیتی، باقلا و مُلک (نوعی دانة بزرگتر از ماش) استفاده میکنند. سبزی این آش شامل تره، جعفری و اسفناج است. رشتة خمیر آرد گندم، کشک و انواع ادویه از دیگر مواد مورد نیاز است. برخی از گوشت و برنج نیز در ابودردا استفاده میکنند. | مردم تهران در این آش از نخود، لوبیا، عدس و ماش<ref>دولتی، «سفرهها»، ۱۳۴۵ش، ص۴۱۷.</ref> و در خراسان از نخود، عدس، ماش، لوبیای سفید، لوبیا چیتی، باقلا و مُلک (نوعی دانة بزرگتر از ماش) استفاده میکنند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵-۲۶. </ref> سبزی این آش شامل تره، جعفری و اسفناج است. رشتة خمیر آرد گندم، کشک و انواع ادویه از دیگر مواد مورد نیاز است. برخی از گوشت و برنج نیز در ابودردا استفاده میکنند.<ref>حاتمی، «بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰</ref> | ||
در گذشته، برای تهیة مواد مورد نیاز این آش، معمولا چند نفر در جلوی ۷ خانه به قاشقزنی پرداخته و صاحبخانهها پول یا مواد مورد نیاز را به آنها میدادند. مواد اولیه باید از مغازههای رو به قبله خریداری میشد. در خراسان، هنگام طلوع آفتاب از ۷ خانهای که فاطمه دارند مواد اولیه تهیه میشد. | |||
در گذشته، برای تهیة مواد مورد نیاز این آش، معمولا چند نفر در جلوی ۷ خانه به قاشقزنی پرداخته و صاحبخانهها پول یا مواد مورد نیاز را به آنها میدادند. مواد اولیه باید از مغازههای رو به قبله خریداری میشد.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶؛ بلوکباشی، فرهنگ عامه، ۱۳۵۶ش، ، ص۱۰۲.</ref> در خراسان، هنگام طلوع آفتاب از ۷ خانهای که فاطمه دارند مواد اولیه تهیه میشد.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵. </ref> | |||
==استفاده از آدمک خمیری== | ==استفاده از آدمک خمیری== | ||
مردم با خمیر، آدمکهایی شبیه به فرد بیمار میساختند و در این آش قرار میدادند. در شیراز این آدمک را عمودردا مینامند. سروستانیها آدمک خمیری را بدشکل میسازند. خراسانیها، شکم آدمک را پر از آجیل میکنند. فلسفة ساخت این آدمک این بود که درد و ناخوشیها به آدمک منتقل شود. | مردم با خمیر، آدمکهایی شبیه به فرد بیمار میساختند<ref>آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷. </ref> و در این آش قرار میدادند. در شیراز این آدمک را عمودردا مینامند.<ref>برهان آزاد، «چهارشنبهسوری»، ۱۳۴۳ش، ش۱۰، ص۵۵.</ref> سروستانیها آدمک خمیری را بدشکل میسازند.<ref>فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۷-۱۲۸.</ref> خراسانیها، شکم آدمک را پر از آجیل میکنند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶.</ref> فلسفة ساخت این آدمک این بود که درد و ناخوشیها به آدمک منتقل شود.<ref>بلوکباشی، «دیدگاهها و نگرشها در مردمشناسی»، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۰.</ref> | ||
==شیوة پخت== | ==شیوة پخت== | ||
جهت پخت این آش، ابتدا حبوبات از چند ساعت قبل خیس میخورند و جداگانه پخته میشوند. سپس پیاز با ادویهها سرخ شده و سایر مواد به آن اضافه میشود. پس از ترکیب مواد با یکدیگر، مردم آدمکها را درون آش ریخته و پس از چند دقیقه از آن خارج میکنند. آنها آدمک را در کاسهای سفالی یا چوبی قرار داده و به آب روان میسپارند تا بلا و ناخوشی از خانه دور شود. این پنداشت، بازماندهای از اعمال جادویی در جامعة کهن است. پس از پخت آش، ابتدا آن را به فرد بیمار داده و سپس میان اقوام و همسایگان تقسیم میکنند. در کازرون، رسم بوده است که کاسة خالی آش ناشسته با مقداری نبات، گردو و برگ سبز به صاحبخانه پس داده میشد. | جهت پخت این آش، ابتدا حبوبات از چند ساعت قبل خیس میخورند و جداگانه پخته میشوند. سپس پیاز با ادویهها سرخ شده و سایر مواد به آن اضافه میشود.<ref>[https://blog.okcs.com/آش-ابودردا-غذاهای-سنتی-چهارشنبه-سوری/ «طرز تهیه آش ابودردا چهارشنبه سوری»، سایت کوروش].</ref> پس از ترکیب مواد با یکدیگر، مردم آدمکها را درون آش ریخته و پس از چند دقیقه از آن خارج میکنند. آنها آدمک را در کاسهای سفالی یا چوبی قرار داده<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶. </ref> و به آب روان میسپارند<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶-۲۷؛ فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۴. </ref> تا بلا و ناخوشی از خانه دور شود. این پنداشت، بازماندهای از اعمال جادویی در جامعة کهن است.<ref>بلوکباشی، «دیدگاهها و نگرشها در مردمشناسی»، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۰. </ref> پس از پخت آش، ابتدا آن را به فرد بیمار داده<ref>مصاحب، دایرةالمعارف فارسی، ذیل واژه ابودردا.</ref> و سپس میان اقوام و همسایگان تقسیم میکنند.<ref>دولتی، «سفرهها»، ۱۳۴۵ش، ص۴۱۷.</ref> در کازرون، رسم بوده است که کاسة خالی آش ناشسته با مقداری نبات، گردو و برگ سبز به صاحبخانه پس داده میشد.<ref>حاتمی، «بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰.</ref> | ||
==آش ابودردا در باور مردم== | ==آش ابودردا در باور مردم== | ||
مردم باور دارند این آش حاجتدهنده و بختگشا است. برخی معتقدند هر کس دردی در عضوی داشته باشد، باید همان عضو آدمک خمیری را بخورد تا شفا یابد. در خراسان اگر فردی با خوردن این آش شفا مییافت، هرسال میبایست آش ابودردا پخته و میان مردم تقسیم میکرد. | مردم باور دارند این آش حاجتدهنده و بختگشا است.<ref>فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۴.</ref> برخی معتقدند هر کس دردی در عضوی داشته باشد، باید همان عضو آدمک خمیری را بخورد تا شفا یابد.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۵۷ش، ج۲، ص۵۱۳.</ref> در خراسان اگر فردی با خوردن این آش شفا مییافت، هرسال میبایست آش ابودردا پخته و میان مردم تقسیم میکرد.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶-۲۷. </ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
خط ۳۲: | خط ۳۳: | ||
* مصاحب، غلامحسین، دایرهالمعارف فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۳ش. | * مصاحب، غلامحسین، دایرهالمعارف فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۳ش. | ||
* هنری، مرتضى، آیینهای نوروزی، تهران، [بینا]، ۱۳۵۳ش. | * هنری، مرتضى، آیینهای نوروزی، تهران، [بینا]، ۱۳۵۳ش. | ||
[[رده: ویکیزندگی]] |
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۱۶:۵۵
اَبودَردا؛ نوعی آش سنتی ایرانی
ابودردا، نوعی آش سنتی است که نام آن برگرفته از نام یکی از یاران حضرت محمد است. مردم این آش را برای بهبود بیماری و برآورده شدن حاجت میپزند.[۱] مشابهت ظاهری دو واژۀ «دردا» و «درد» موجب شده که مردم ابودردا را صاحب درد پنداشته و این آش را به او نسبت دهند.[۲] دردا در عربی بهمعنی بدون دندان است.[۳] این خوراک را آش بیمار، آش امام زینالعابدین،[۴] آش عمودرد، آش عمودردا،[۵] آش مراد،[۶] آش سلامتی[۷] و آش هودَرد (هفت درد) نیز میگویند. علت نامیدن آن به هفت درد، به دلیل شفابخش انگاشتن این غذا در ۷ بیماری بوده است.
مناسبتهای پخت
آش ابودردا در مناسبتهای گوناگون، پخته میشود. تهرانیها در آخرین چهارشنبة ماه صفر[۸] یا آخرین چهارشنبة سال،[۹] مردم سروستان (در استان فارس)[۱۰] و خراسان در آخرین چهارشنبة ماه صفر[۱۱] و مردم تربتحیدریه در یکی از چهارشنبههای سال آن را طبخ میکنند.[۱۲] در کازرون این غذا در روزهای سوگواری محرم و صفر طبخ میشود.[۱۳] مردم افغانستان در روز سیزدهم ماه صفر ابودردا را طبخ میکنند.[۱۴]
مواد مورد نیاز و شیوة تهیه آنها
مردم تهران در این آش از نخود، لوبیا، عدس و ماش[۱۵] و در خراسان از نخود، عدس، ماش، لوبیای سفید، لوبیا چیتی، باقلا و مُلک (نوعی دانة بزرگتر از ماش) استفاده میکنند.[۱۶] سبزی این آش شامل تره، جعفری و اسفناج است. رشتة خمیر آرد گندم، کشک و انواع ادویه از دیگر مواد مورد نیاز است. برخی از گوشت و برنج نیز در ابودردا استفاده میکنند.[۱۷]
در گذشته، برای تهیة مواد مورد نیاز این آش، معمولا چند نفر در جلوی ۷ خانه به قاشقزنی پرداخته و صاحبخانهها پول یا مواد مورد نیاز را به آنها میدادند. مواد اولیه باید از مغازههای رو به قبله خریداری میشد.[۱۸] در خراسان، هنگام طلوع آفتاب از ۷ خانهای که فاطمه دارند مواد اولیه تهیه میشد.[۱۹]
استفاده از آدمک خمیری
مردم با خمیر، آدمکهایی شبیه به فرد بیمار میساختند[۲۰] و در این آش قرار میدادند. در شیراز این آدمک را عمودردا مینامند.[۲۱] سروستانیها آدمک خمیری را بدشکل میسازند.[۲۲] خراسانیها، شکم آدمک را پر از آجیل میکنند.[۲۳] فلسفة ساخت این آدمک این بود که درد و ناخوشیها به آدمک منتقل شود.[۲۴]
شیوة پخت
جهت پخت این آش، ابتدا حبوبات از چند ساعت قبل خیس میخورند و جداگانه پخته میشوند. سپس پیاز با ادویهها سرخ شده و سایر مواد به آن اضافه میشود.[۲۵] پس از ترکیب مواد با یکدیگر، مردم آدمکها را درون آش ریخته و پس از چند دقیقه از آن خارج میکنند. آنها آدمک را در کاسهای سفالی یا چوبی قرار داده[۲۶] و به آب روان میسپارند[۲۷] تا بلا و ناخوشی از خانه دور شود. این پنداشت، بازماندهای از اعمال جادویی در جامعة کهن است.[۲۸] پس از پخت آش، ابتدا آن را به فرد بیمار داده[۲۹] و سپس میان اقوام و همسایگان تقسیم میکنند.[۳۰] در کازرون، رسم بوده است که کاسة خالی آش ناشسته با مقداری نبات، گردو و برگ سبز به صاحبخانه پس داده میشد.[۳۱]
آش ابودردا در باور مردم
مردم باور دارند این آش حاجتدهنده و بختگشا است.[۳۲] برخی معتقدند هر کس دردی در عضوی داشته باشد، باید همان عضو آدمک خمیری را بخورد تا شفا یابد.[۳۳] در خراسان اگر فردی با خوردن این آش شفا مییافت، هرسال میبایست آش ابودردا پخته و میان مردم تقسیم میکرد.[۳۴]
پانویس
- ↑ آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵؛ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه آش.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، ذیل واژه درد.
- ↑ بلوکباشی، فرهنگ عامه، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۲.
- ↑ برهان آزاد،«چهارشنبهسوری»، ۱۳۴۳ش، ش۱۰، ص۵۵.
- ↑ هنری، آیینهای نوروزی، ۱۳۵۳ش، ص۴۲.
- ↑ دولتی،«سفرهها»، ۱۳۴۵ش، ص۴۲.
- ↑ آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.
- ↑ بلوکباشی، فرهنگ عامه، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۲.
- ↑ فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۷-۱۲۸.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵.
- ↑ دانشگر، فرهنگ واژههای رایج تربتحیدریه، ۱۳۷۴ش، ص۱۴.
- ↑ حاتمی،«بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰.
- ↑ افغانینویس، لغات عامیانۀ فارسی افغانستان، ذیل آش ابودردا.
- ↑ دولتی، «سفرهها»، ۱۳۴۵ش، ص۴۱۷.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵-۲۶.
- ↑ حاتمی، «بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶؛ بلوکباشی، فرهنگ عامه، ۱۳۵۶ش، ، ص۱۰۲.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۵.
- ↑ آشپزباشی، سفره اطعمه، ۱۳۵۳ش، ص۷۷.
- ↑ برهان آزاد، «چهارشنبهسوری»، ۱۳۴۳ش، ش۱۰، ص۵۵.
- ↑ فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۷-۱۲۸.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶.
- ↑ بلوکباشی، «دیدگاهها و نگرشها در مردمشناسی»، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۰.
- ↑ «طرز تهیه آش ابودردا چهارشنبه سوری»، سایت کوروش.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶-۲۷؛ فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۴.
- ↑ بلوکباشی، «دیدگاهها و نگرشها در مردمشناسی»، ۱۳۵۹ش، ص۱۲۰.
- ↑ مصاحب، دایرةالمعارف فارسی، ذیل واژه ابودردا.
- ↑ دولتی، «سفرهها»، ۱۳۴۵ش، ص۴۱۷.
- ↑ حاتمی، «بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، ۱۳۶۶ش، ص۴۸۰.
- ↑ فقیری، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، ۱۳۵۷ش، ص۱۲۴.
- ↑ شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۵۷ش، ج۲، ص۵۱۳.
- ↑ شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۲۶-۲۷.
منابع
- آشپزباشی، علیاکبر، سفره اطعمه، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۳ش.
- ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارالفکر للطباعه و النشر و التوزیع، ۱۳۷۴ق.
- افغانینویس، عبدالله، لغات عامیانۀ فارسی افغانستان، کابل، بلخ ۱۳۶۹ش.
- برهان آزاد، ابراهیم، «چهارشنبهسوری»، پیام نوین، تهران، ۱۳۴۳ش.
- بلوکباشی، علی، «دیدگاهها و نگرشها در مردمشناسی»، کتاب جمعه، تهران، س۱، شماره ۳۴، ۱۳۵۹ش.
- بلوکباشی، علی، فرهنگ عامه، تهران، [بینا]، ۱۳۵۶ش.
- حاتمی، حسن، «بهمنجنه، آش هودرده، ونانا کوسا و سنتهای مشابه در ژاپن»، آینده، تهران، س۱۳، شماره ۶، ۱۳۶۶ش.
- دانشگر، احمد، فرهنگ واژههای رایج تربتحیدریه، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴ش.
- دولتی، فرخنده، «سفرهها»، سخن، تهران، س۱۶، شماره ۴، ۱۳۴۵ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، سایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۶ تیر ۱۴۰۱ش.
- شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، مازیار، ۱۳۵۷ش.
- شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، سروش، چ۲، ۱۳۶۳ش.
- «طرز تهیه آش ابودردا چهارشنبه سوری»، سایت کوروش، تاریخ درج مطلب: ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ش.
- فقیری، ابوالقاسم، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، شیراز، [بینا]، ۱۳۵۷ش.
- مصاحب، غلامحسین، دایرهالمعارف فارسی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۳ش.
- هنری، مرتضى، آیینهای نوروزی، تهران، [بینا]، ۱۳۵۳ش.