انجمن تاریخ افغانستان

از ویکی‌زندگی

انجمن تاریخ افغانستان، اولین مرکز تاریخ‌نگاری در افغانستان.

انجمن تاریخ افغانستان، اولین مرکز تاریخ‌نگاری در افغانستان که در طول حدود 50 سال فعالیت خود آثار بسیاری در حوزۀ تاریخ تحلیلی، جغرافیای تاریخی، آثار باستانی، آداب و رسوم و افسانه‌های اساطیری چاپ کرد و چـالش‌هـای گسـترده‌ای با هدف ساخت یک افغانستان مستقل تاریخی مبتنی بر اصالت قوم پشتون (افغان)، در سـنت تـاریخ‌نویسـی افغانسـتان بـه وجـود آورد.

پیشینه

پیشینه فعالیت‌های تاریخی و ادبی در افغانستان به دورۀ‌ محمداعظم‌خان‌ بر می‌گردد. نخستین‌ جریدۀ‌ افغانستان‌ به‌ نام‌ کابل‌ در همان دوره و در 1284ش منتشر شد که‌ بانی‌ و مؤسس‌ آن‌ سیدجمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ بود.[۱] در 1309ش انجمن ادبی کابل به منظور اصلاح سبک ادبیات، اتخاذ اسلوب نگارش و روشن ساختن تاریخ، مشاهیر، رجال و مفاخر گذشتۀ افغانستان‌ ایجاد شد. این انجمن در 1316ش به «پشتو تولنه» یا «آکادمی پشتو» تغییر نام داد.[۲] در 1321ش با هدف تالیف کتاب‌های تاریخی و معرفی یک افغانستان تاریخی، «انجمن تاریخ افغانستان» به‌عنوان یک سازمان مستقل از بدنۀ آکادمی پشتو (پشتو تولنه) جدا شد و فعالیت‌های گستردۀ تاریخی خود را با حمایت دولت آغاز کرد. این انجمن از 1330ش به بعد در سطح بین‌المللی به‌عنوان یک آکادمی علمی پذیرفته و تامین روابط آن با سایر آکادمی‌ها از همین سال آغاز شد. در 1333ش اساسنامۀ آن تدوین و در 1334ش بعد از امضای محمد‌ظاهر شاه چاپ و منتشر شد.[۳] بعد از کودتای حزب دموکراتیک خلق در 1357ش این انجمن به آکادمی علوم تبدیل شد.[۴]

اهداف

اهداف انجمن تاریخ به شرح زیر بوده است:

  • تدوین یک دورۀ کامل تاریخ افغانستان از ماقبل تاریخ تا دوره معاصر؛
  • تدوین و چاپ موضوعات تاریخی مرتبط بـا افغانسـتان، کشـورهای همسـایه و جهـان؛
  • ترجمه و چاپ آثار تاریخی از زبان‌هـای انگلیسـی و فرانسـوی؛
  • پـژوهش جهـت توسعه و گسترش مسائل تاریخی به‌مفهوم عام در زمینـه‌هـای باسـتان‌شناسـی، هنـری، ادبـی، جغرافیایی و فرهنگی؛
  • نشر اسناد، وثایق، مدارک و متون خطی و غیرخطی راجـع بـه تمـام دوره‌های تاریخ افغانستان؛
  • شرح حال، سوانح و کارنامـۀ شخصـیت‌هـای معـروف و مشـهور افغانستان؛
  • پژوهش در فولکلور و جمع‌آوری معلومات مربوط به رسم و رواج‌ها، افسانه‌هـا، داستان‌ها و ادبیات عامیانه؛
  • برقراری روابط و مناسبات فرهنگی و علمی با مؤسسات فرهنگی و مراکز علمی جهان؛
  • چاپ و نشر نتایج تحقیقات علمی در مجـلات علمـی انجمـن تـاریخ (مجله آریانا و مجله افغانستان) و نشریه‌های دیگر داخلی و خارجی به‌صورت مقالـه، کتـاب و رساله.[۵]

تشکیلات انجمن تاریخ افغانستان

«انجمن تاریخ افغانستان» به‌عنوان یک سازمان مستقل زیر نظر دولت افغانستان فعالیت می‌کرد. این انجمن دارای بخش‌های مختلف از جمله هیئت رهبری، هیئت تدقیق و ارزیابی، هیئت اداری و کمیته‌های اختصاصی بود.[۶] انجمن تاریخ افغانستان، نخستین نهادی است کـه بـه‌ شـکل جمعـی، همسو و تحت رهبری دولت افغانستان دست به تاریخ‌نگاری زده است و به همین جهت تامین هزینه‌های آن نیز به عهدۀ دولت بوده است.[۷]

ویژگی‌های انجمن تاریخ افغانستان

انجمن تاریخ در شکل‌گیری تاریخ‌نگاری مدرن در افغانستان معاصر نقش مهمی دارد. انجمن تاریخ برخلاف تاریخ‌نگاری سنتی، به مراجع تاریخی از زاویه‌های مختلف نگاه کرده است. این انجمن، مرز قاطعی بین تاریخ و علوم اجتماعی ترسیم نکرده و به کتب تاریخی، جغرافیا، ادبیات، سوانح شعرا، صنایع مستظرفه، مسکوکات، باستان‌شناسی، آبدات و کتیبه‌هـا، رسوم و فولکور، داستان‌های ملی و مسائل نژادشناسـی از زاویـه‌هـای مختلف اهتمام داشت.[۸] ساختار حاکم بر تاریخ‌نگاری انجمن تاریخ عبارت بود از:

ناسیونالیسم‌گرایی: ایجاد حس وفاداری و دلبستگی افراد به نژاد، زبان، آداب و سنت‌ها و ارزش‌های اجتماعی و باور به برتری مظاهر تمدنی و فرهنگ خودی بر دیگر ملل از خصیصه‌هایی بـود که در باورمندان آن ایجاد شد. ساختار ملی گرایی (ناسیونالیستی) در تاریخ‌نویسی انجمن تاریخ افغانستان رسـالت مهمی بـه شـمار می‌رفت. یکی از مهم‌ترین اهداف تاسیس انجمن مذکور «تـدوین یـک دورۀ کامـل تاریخ افغانستان از زمانه‌های ماقبل تاریخ تا کنـون»[۹] بـا محوریـت جغرافیای سیاسی افغانستان کنونی بود. سرگذشـت تـاریخی‌ایـن سرزمین قبل از ظهور افغانستان بین کشورهای ایران، آسیای میانه و شـبه‌قـاره هند مشترک است اما اعضای انجمن بـا تاثیرپـذیری از تفکـر ناسیونالیسـتی دست بـه تـاریخ‌نویسـی زدنـد. اتخاذ رویکرد ناسیونالیستی رادیکال توسط انجمن تاریخ کابل واکنشی بود در مقابل تاریخ‌نگاری مدرن کشورهای منطقه، به‌خصوص گفتمـان شرق‌شناسی که افغانستان را به‌عنوان یک واحدسرزمینی تازه ظهور یافته تعریف می‌کرد که سابقۀ زیادی ندارد و این کشور متشکل از چندین قبیله و عشیرۀ متفاوت و متضاد است که زبان، فرهنگ و تاریخ مشترک ندارند.[۱۰] عـلاوه بـر چـالش‌هـای هـویتی ناسیونالیسم در داخل افغانستان، عامل اساسی دیگر نادیده‌انگاری این جغرافیای تاریخی توسط مورخان ایرانی و آسیای‌میانه و منازعۀ تاریخی برسر مفاخر فرهنگـی و ادبی منطقه بود.[۱۱]

زبانشناسی: یکی دیگر از ویژگی‌های تاریخ‌نگاری انجمن، سود جستن غیر علمی از زبان‌شناسی، برای تکمیل روند تاریخ‌سازی بود. این افراد به محض یافتن شـباهت ظاهری یک واژه با یکی از مفاهیم مورد نظر، حکم به هم‌ریشه بودن آنها صادر می‌کردند. «آریـن» از ریشۀ آرکه به معنی اصیل و نجیب یا زارع برابر با کلمۀ آره در پشتو به معنی اصـل و بنیاد یا کشاورزی، کلمۀ «اپرینه ویجه» سرزمین قدیم آرین به مفهوم آرامگاه و مسکن شریفان همان کلمۀ «اویجه» است که در پشـتوی قنـدهار بـه معنـی سرزمین و جایگاه به کار می‌رود.[۱۲] حبیبی با این نوع واژه‌سـازی‌هـا تـلاش داشت ساختار ذهنیت قومی خود را در تاریخ باستانی تثبیت کند. به نظر او زبان اوستا (کتـاب مقـدس زرتشـتیان)، حالت‌هایی از زبان کهن سغد، خوارزم، ساکاها و دیگران، متعلق به گروه زبانی افغان‌ها و پشتو از مهم‌ترین و خالص‌ترین زبان‌های زنده جهان است در حدی که با حاکمیت سلسلۀ هخامنشیان و ساسانیان، پشـتو، با باز کردن محیط فرهنگی خود باقی ماند.[۱۳] از این‌رو تغییر نام سالنامۀ کابـل از فارسـی بـه «کابل کالنی» به مدت ده سال (1329-1319)، ناشی از حاکمیت تفکر قومی بـر تـاریخ‌نگـاری بود. دراین ده سال «پشتو تولنـه» در اوج گفتمـان آریـایی‌شناسـی و آریـایی‌گرایـی قرار داشت و از تمام توان برای احیا و گسترش زبان پشتو و مبارزه با زبان فارسی استفاده کرد.[۱۴]

آریایی‌سازی: یکی از عناصر مورد توجه مؤرخان انجمن تاریخ کابل، پرداختن به تبار آریایی بوده اسـت. تئوری نسل آرین نه‌تنها برای متحد کردن مردم افغانستان به کار می‌رود، بلکـه همچنـان بـرای استحکام روابط فرهنگی و تاریخی پتان‌هایی که در افغانسـتان و سـرزمین‌هـای جنوبی زنـدگی می‌کردند، به کار می‌رفت.[۱۵] تاریخ‌نگاران انجمن، مرزهای غربی و شمالی افغانستان را مرزهای ماقبل تاریخی دانسته و هر حکمرانی را که از بیـرون‌ایـن مرزهـا براین سرزمین حکومت داشتند، بیگانه، غاصب و متجاوز خوانده‌اند. از نظـر اینـان، هخامنشـیان، ساسانیان، تیموریان و بابریان متجاوز بوده‌اند.[۱۶] حبیبی که با نگاه خاصی بـه تـاریخ مـی‌نگریسـت، هخامنشـیان پارسـی را بیگانـه خوانده و بخش مربوط به آن دوره را زیر عنوانِ «سلطۀ بیگانگانِ هخامنشی» نوشته است، درحالی‌که تمام افغانستان کنونی و بخش‌هایی از پاکستان کنونی جزو امپراتوری هخامنشـی بـوده و شـش ساتراپ یا ولایت از بیست ساتراپ آن شاهنشاهی را این مناطق تشکیل می‌داده است.[۱۷] حبیبی ضمن پژوهش در کتیبه‌های هخامنشی، تصاویر سرداران افغان را در آنها دیده و سه سطر کتیبۀ داریوش را به زبان پشتو تشخیص داده ولی آنـان را بیگانه نامیده است.[۱۸]

باستان‌گرایی: باستان‌گرایی از ویژگی مهم این تاریخ‌نویسان است. آنان تلاش کردند با تحقیق بر روی آثار باستانی و کشف مناطق جدید، تاریخ و هویت مستقلی برای افغانستان با محوریت قوم پشتون ساخته و نشان بدهند که دیگر مناطق تحت تاثیر این سرزمین بوده‌اند.[۱۹]

حماسه‌سازی: اعضای انجمن تاریخ با رویدادهای تاریخی برخورد حماسی کرده‌اند. آنان هیچ‌گاه در ارتباط با پیامدهای مخرب جنگ‌ها در حیات اقتصادی و اجتماعی افغانستان چیزی ننوشته‎اند ولی در حد توان این جنگ‌ها را ستایش و تقدس کرده‌اند.[۲۰]

ایدئولوژی سیاسی: تاریخ‌نگـاران انجمـن تارخ نه تنها رویکرد انتقادی بـه گذشـتۀ تـاریخی افغانسـتان نداشـتند، بلکـه اغلب دارای ایدئولوژی سیاسی بودند و با توجه به مسایل سیاسی به تاریح می‌پرداختند. در کارنامۀ انجمن، کمتـرین آثاری بارویکرد انتقادی نگارش نیافته است.[۲۱]

تاثیرات انجمن تاریخ افغانستان

انجمن با تدوین و چاپ موضوعات تاریخی مرتبط بـا افغانسـتان توانست دگرگونی عمیقـی در سنت تاریخ‌نگاری افغانستان پدید آورده و تاثیر زیادی در داخل و خارج از کشور بر جای بگذارد. آثار انجمن باعث شد تا زمینه برای تئوری حاکمیت تاریخی قوم پشتون و تسلط تاریخی آن بر افغانستان تحقق یافته و هویت تمدنی و فرهنگی فلات ایران گرفتار چالش و تجزیه شود. تلاش برای نظریه‌پردازی حول محور استقلال تاریخی افغانستان و فرهنگ و تمدن مستقل آن بر محوریت قوم پشتون، از مهم‌ترین فعالیت‌های انجمن بود که به صورت غیر مستقیم آثار و نتایج فراوانی داشت از جمله ایجاد شکاف فرهنگی بین مردم، ترویج قوم‌گرایی، ترویج مسایل زبانی، مبارزه با زبان فارسی و تلاش برای ساخت زبان «دری» در مقابل زبان «فارسی» و جدا‌سازی آنها. مهم‌ترین اثر این نوع فعالیت‌ها عمق بخشیدن به شکاف‌های اجتماعی و ایجاد کینه و دشمنی بین فارسی‌زبانان و پشتو‌زبانان بود که به هر دو زبان آسیب زیادی وارد کرد.[۲۲]

فعالیت گوناگون این انجمن و تاثیرات آن موجب شد که تاریخ‌نویسان در افغانستان به دو گروه تقسیم شوند: گروهی که با ترویج هویت پشتونی برای کشور، به دنبال ساخت ریشه‌های مستقل فرهنگی و تمدنی برای آن هستند و گروهی که آن سرزمین را بخشی از تمدنی ایرانی می‌دانند که در 1747م زمینه برای جدا‌سازی آن از دیگر مناطق مشترک تمدنی توسط احمد شاه درانی فراهم شد.[۲۳] در ارتباط با تاریخ‌سازی نویسندگان آن انجمن مقالات، کتاب‌ها، رساله‌ها و مطالب زیادی نوشته و منتشر شده است از جمله: کتاب «شصت سال تاریخ‌نگاری در افغانستان» به‌همت بنیاد آرمانشهر در 1391ش، «تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان» (1321-1357/1942-1978م) توسط ولی‌الله برزگر کلیشمی و رضا عارفی در دوفصلنامه جستارهای تاریخی (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)، در 1403ش، پایان‌نامه ارشد ناصر خاوری، تحت عنوان «انجمن تاریخ افغانستان»، در دانشگاه تهران، در 1393ش و مقالۀ با عنوان «تاریخ‌نگاری یا تاریخ‌سازی؟» توسط محی‌الدین مهدی در روزنامۀ هشت صبح 17 اسد/مرداد 1397ش در کابل چاپ و منتشر شده است.[۲۴]

فعالیت‌های انجمن تاریخ افغانستان

بعد از استقلال انجمن تاریخ از مجموعۀ «آکادمی تولنه» در سال 1321ش، مجلـۀ «آریانا» توسط انجمن راه‌اندازی شد. نخستین شمارۀ مجله آریانا، در اول دلو/بهمن 1321ش منتشر شد. نام مجله در آن مقطع تـاریخی بـار ارزشـی داشت که برگرفته از تئوری آریایی‌گرایی بود.[۲۵] این مجله در ابتدا به شکل ماهنامه، سپس به شکل فصلنامه به زبان‌هـای فارسـی و پشـتو منتشر می‌شد. بعد از انحلال انجمن تاریخ، به جای آن از 1360ش مجلۀ «خراسان» بـه‌عنـوان ارگان مطبوعاتی انستیتوی زبان و ادبیات آکادمی علوم افغانستان به‌صورت فصل‌نامه با‌اندک وقفه‌هایی تا 1400ش منتشر شده است.[۲۶] همچنین مجلۀ افغانستان از جمله نشریات انجمن تاریخ بـه زبـان‌هـای خارجی بود که در 1324ش تاسیس شد و هر سه ماه یکبار به زبان‌های فرانسـوی و انگلیسـی انتشار می‌یافت. مجلۀ افغانستان بعد از انتشار چند شماره متوقف شد.[۲۷]

این انجمن حدود 90 کتاب و رساله منتشر کرده است که برخی از آنها عبارتند از:

  1. تاریخ افغانسـتان از آغاز سلطنت مستقل یونان و باختری تا ظهـور اسـلام، احمدعلی کهزاد (دوجلـد)؛
  2. تـاریخ افغانستان بعد از اسلام، عبـدالحی حبیبـی؛
  3. پادشـاهان متـاخر افغانسـتان (دو جلـد)، میـرزا‌یعقوب‌علی خافی؛
  4. احمدشاه بابا، غلام محمد غبار؛
  5. مسـکوکات قبـل از اسـلام و عصـر اسلامی افغانستان (دوجلد)، احمدعلی کهزاد؛
  6. شاهنامه و اوستا و مقایسه میان پهلوانان آنها، احمدعلی کهزاد؛
  7. صنعت باختری و بامیان به زبان فرانسـوی، تـالیف موسـیو‌هاگن، ترجمـه کهزاد؛
  8. آبدات نفیسۀ هرات، سرور گویا اعتمادی؛
  9. جلد سوم تاریخ افغانسـتان، غبـار و علی‌احمد نعیمی؛
  10. افغانستان در قرن نوزده، سید قاسم رشتیا؛
  11. اکبر نامه (منظوم)، حمیـد کشمیری؛
  12. در زوایای تاریخ افغانستان، احمدعلی کهزاد؛
  13. تیمورشاه درانی (سـه جلـد)؛ عزیزالدین وکیلی فوفلزایی؛
  14. صورتگران و خوشنویسان هـرات در عصـر تیموریـان، علـی‌احمد نعیمی؛
  15. ریاض‌الالواح (مشتمل بر کتیبه‌های قبور و ابنیۀ غزنه)، تالیف و خط محمد‌رضا؛
  16. تاریخ افغانستان بعد از اسلام، عبد‌الحی حبیبی؛
  17. افغان‌ها در هند، میر‌حسین شاه؛
  18. غوریان، عتیق‌الله پژواک؛
  19. طبقات ناصری، منهاج سراج جوزجانی؛
  20. هنر خط در افغانستان در دو قرن اخیر، عزیز‌الدین وکیلی فوفلزائی؛
  21. زبان دو هزار سالۀ افغانستان یا مادر زبان دری، تحلیل کتیبۀ سرخ‌کوتل بغلان، عبد‌الحی حبیبی؛
  22. پنبتو و لویکان غزنه، عبد‌الحی حبیبی؛
  23. طبقات‌الصوفیه، عبدالله هروی انصاری؛
  24. تاریخ افغانستان، میر‌غلام‌محمد غبار؛
  25. واقعات شاه شجاع، محمد‌حسین هراتی؛
  26. آریانا، احمد‌علی کهزاد؛
  27. خراسـان، غلام‌محمد غبار.[۲۸]

افراد شاخص انجمن تاریخ افغانستان

علی‌احمد کهزاد: کهزاد علاوه بر زبان فارسی و پشتو، به زبان‌های فرانسوی، ایتالیایی و انگلیسی مسلط بوده و در تاریخ و باستان‌شناسی دورۀ قبل از اسلام و قرون معاصر مطالعات زیادی داشته و از پیش‌گامان نهضت تاریخ‌نگاری جدید افغانستان بود. از کهزاد در حدود 22 عنوان کتاب و رساله و تعداد زیادی مقـاله در مجـلات داخلـی و خـارجی منتشر شده است.[۲۹]

عبدالحی حبیبی: حبیبی استاد دانشگاه کابل، از پرکارترین و تئوری‌سازترین تـاریخ‌نگـاران انجمـن تاریخ به شمار می‌رود. او حدود 64 جلد کتاب به زبان‌های فارسی، پشـتو و اردو تالیف و ترجمه کرده که از جمله 54 جلد آن در کشـورهای‌ایـران، پاکسـتان، مصـر و افغانستان منتشر شده است. تعداد کل مقالات او را بیش از 500 عنوان ذکر کرده‌اند که در مجلات مختلف چاپ شده است تخصـص اصـلی حبیبـی ادبیات پشتو بود و در دانشگاه کابل نیز زبان پشتو تدریس می‌کرد‌امـا در میـان تـاریخ‌نگـاران معاصر افغانستان، بیشترین آثار را دارد.[۳۰]

میرغلام‌محمد غبار: او از اعضای انجمن ادبی کابل و از اعضای اولیۀ انجمن تاریخ است. غبار «افغانستان در مسیر تاریخ» را نوشت که دولت وقت جلد اول آن را توقیف کرد.[۳۱] او از 1310 تا 1312ش مقالات «افغانستان و نگاهی به تاریخ آن» و «افغانستان در هندوستان» را در مجلۀ کابل به چاپ رساند. همچنین او در این مدت «تاریخچۀ مختصر افغانستان» از عهد اوستا تا قرن بیستم را در 1311ش در نخستین سالنامۀ «کابل» چاپ کرد. غبار در دورۀ تبعید خود کتاب «احمدشاه بابا» را نوشت و از 1322 تا 1327ش در انجمن تاریخ افغانستان آثار بسیاری را تدوین کرد که برخی به‎صورت کتاب چاپ شده است.[۳۲]

انحلال انجمن تاریخ افغانستان

با کودتای حزب دموکراتیک خلق و سقوط دولت داوود خان در 7 ثور/اردیبهشت 1357ش، تشکیلات انجمن تاریخ افغانستان به «آکادمی علوم» تبدیل شد، اما شیوۀ تاریخ نگاری و انتشار مجلات آن ادامه یافت.[۳۳] در 14 جولای 2024م انجمنی به‌همین نام (انجمن تاریخ افغانستان/ دافغانستان د تاریخ تولنه/Afghan Historical Society) توسط عده‌ای از محققان و نویسندگان افغانستان در کشور سوئد تاسیس و اساسنامۀ آن در هشت فصل، بیست و دو ماده و یک ضمیمه تنظیم شده است. این انجمن از نظر اهداف و شیوه‌ها همانند آن انجمن قبلی و مادر است و براساس اساسنامه قصد دارد همان روش را ادامه دهد. این انجمن دارای یک فصل‌نامه با نام «تاریخ و تمدن افغانستان» است که شمارۀ اول آن در ماه میزان/مهرماه 1403ش به صورت دیجیتالی منتشر شده است.[۳۴]

پانویس

  1. . انصاری، «جنبش مشروطیت در افغانستان»، 1381ش، ص76.
  2. . کریمی، «نگاهی‌ تاریخی‌ به‌ ادبیات‌ معاصر دری‌ افغانستان‌»، 1399ش، ص95 تا 111.
  3. . فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1367ش، ص619.
  4. . حجتی، «انجمن ادبی در افغانستان»، دانشنامۀ ادب فارسی، 1381ش، ج3، ص127.
  5. . ادارۀ مجلۀ آریانا، «انجمن تاریخ افغانستان»، شمارۀ 6، 1323ش، ص138.
  6. . خاوری، «انجمن تاریخ افغانستان»، پایان‌نامه ارشد، 1393ش، ص98.
  7. . برزگر کلیشمی، تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان (1321-1357/1942-1978م)، 1403ش، ص18.
  8. . برزگر کلیشمی، تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان (1321-1357/1942-1978م)، 1403ش، ص19.
  9. . برزگر کلیشمی، تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان (1321-1357/1942-1978م)، 1403ش، ص20.
  10. . غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، 1366ش، مقدمۀ کتاب.
  11. . برزگر کلیشمی، تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان، 1403ش، ص21.
  12. . حبیبی، تاریخ مختصر افغانستان، 1346ش، ص41.
  13. . گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص427.
  14. . برزگر کلیشمی، تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان، 1403ش، ص21.
  15. . افشار یزدی، «وقایع‌نگاری و تاریخ‌نویسی در ایران و افغانستان»، 1357ش، ص6.
  16. . مهدی، «تاریخ‌نگاری یا تاریخ‌سازی؟»، 1397ش، ص8؛ مهدی، جعل تاریخ و تاریخ جعل در افغانستان، 1402ش.
  17. . ایمان‌پور، «بررسی جایگاه سیاسی ساتراپهای هخامنشی در دورة داریوش بزرگ با تکیه بر کتیبه‌ها»، 1380ش، ص28 و 56.
  18. . حبیبی، تاریخ مختصر افغانستان، 1346ش، ص46.
  19. . برزگر کلیشمی، تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان، 1403ش، ص21.
  20. . برزگر کلیشمی، تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان، 1403ش، ص21.
  21. . برزگر کلیشمی، تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان، 1403ش، ص21.
  22. . حجتی، «انجمن ادبی در افغانستان»، دانشنامۀ ادب فارسی، 1381ش، ج3، ص127.
  23. . خاوری، «انجمن تاریخ افغانستان»، پایان‌نامه ارشد، 1393ش، ص32.
  24. . خاوری، «انجمن تاریخ افغانستان»، پایان‌نامه ارشد، 1393ش، ص45.
  25. . خاوری، «انجمن تاریخ افغانستان»، پایان‌نامه ارشد، 1393ش، ص38.
  26. . ضیایی، «آریانا»، دانشنامۀ ادب فارسی، 1381ش، ج3، ص7.
  27. . خاوری، «انجمن تاریخ افغانستان»، پایان‌نامه ارشد، 1393ش، ص39.
  28. . نقوی، فهرست انتشارات انجمن تاریخ افغانستان، 1349ش، ص299.
  29. . حبیبی، «تاریخ‌نویسی در افغانستان»، 1347ش، ص277.
  30. . حبیبی، «تاریخ‌نویسی در افغانستان»، 1347ش، ص277.
  31. . غبار، «سوانح مختصر و آثار میر‌محمد غبار»، افغانستان در مسیر تاریخ، 1999م، ج2. ص272.
  32. . غبار، خراسان، 1391ش، ص38.
  33. . برزگر کلیشمی، تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان، 1403ش، ص13.
  34. . انجمن تاریخ افغانستان، 1403ش

منابع

  • ادارۀ مجلۀ آریانا، «انجمن تاریخ افغانستان»، شمارۀ 6، سال دوازدهم، مسلسل 138، 1323ش،
  • افشار یزدی، محمود، «افغان‌نامه»، تهران، بنیاد افشار، 1361ش.
  • افشار یزدی، محمود، «وقایع‌نگاری و تاریخ‌نویسی در ایران و افغانستان»، در مجلۀ گوهر، شماره 59 و. 60، 1356ش.
  • امیری، علی، «صورت‌بندی تاریخ معاصر افغانستان»، شصت سال تاریخ‌نگاری در افغانستان، کابل، بنیاد آرمانشهر، 1390ش.
  • «انجمن تاریخ افغانستان»، وب‌سایت انجمن تاریخ افغانستان، بازدید 11 دی‌ماه 1403ش.
  • انصاری، فاروق، «جنبش مشروطیت در افغانستان»، در فصلنامۀ تاریخ روابط خارجی، شمارۀ 13، 1381ش.
  • ایمان‌پور، محمدتقی، «بررسی جایگاه سیاسی ساتراپهای هخامنشی در دورة داریوش بزرگ با تکیه بر کتیبه‌ها»، در مجلۀ تاریخ ایران، شماره 61، تابستان، 1380ش.
  • برزگر کلیشمی، ولی‌الله و عارفی، رضا، «تاثیر رویکرد ساختارگرایی برتاریخ‌نگاری انجمن تاریخ افغانستان (1321-1357/1942-1978م)»، در دوفصلنامة علمی جستارهای تاریخی (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)، سال 15، شمارة 1، بهار و تابستان 1403ش.
  • حبیبی، عبدالحی، «تاریخ‌نویسی در افغانستان»، در مجلۀ آریانا، مسلسل 277، اسد 1347ش.
  • حبیبی، عبدالحی، جنبش مشروطیت در افغانستان، کابل، بی‌نا، 1363ش.
  • حجتی، «انجمن ادبی در افغانستان»، دانشنامۀ ادب فارسی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1381ش.
  • خاوری، ناصر، «انجمن تاریخ افغانستان»، پایان‌نامه ارشد، دانشگاه تهران، 1393ش.
  • غبار، حشمت‌خلیل، «سوانح مختصر و آثار میر‌محمد غبار»، افغانستان در مسیر تاریخ، آمریکا، بی‌نا، 1999م.
  • غبار، میرغلام‌‌محمد، افغانستان در مسیر تاریخ، تهران، جمهوری، 1366ش.
  • فرهنگ، محمد‌صدیق، افغانستان در پنج‌قرن اخیر، پیشاور، احسان‌االله مایار، 1367ش.
  • کریمی، کبری، «نگاهی‌ تاریخی‌ به‌ ادبیات‌ معاصر دری‌ افغانستان» ‌، در مجلۀ رویکردهای پژوهشی در علوم اجتماعی، شماره، 23 پاییز 1399ش.
  • گریگوریان، وارتان، ظهور افغانستان نوین، ترجمۀ علی عالمی کرمانی، تهران، عرفان، 1388ش.
  • مهدی، محیی‌الدین، جعل تاریخ و تاریخ جعل در افغانستان، کابل، امیری، 1402ش.
  • مهدی، محی‌الدین، «تاریخ‌نگاری یا تاریخ‌سازی؟» در روزنامه هشت صبح کابل، 17 اسد 1397ش.
  • نقوی، شهریار، «فهرست انتشارات انجمن تاریخ افغانستان»، مجلۀ وحید، شمارۀ 86، بهمن 1349ش.