پشتونوالی

از ویکی‌زندگی

پشتونوالی؛ قانون و سنت رایج در قوم پشتون.

پشتونوالی از قوانین عرفی است که در سبک زندگی قوم پشتون در افغانستان، نقش محوری دارد.

مفهوم‌شناسی

پشتونوالی[۱] قانون و سنت قبیله‌‌ای است که بخشی از سبک زندگی قوم پشتون را در بخش‌هایی از افغانستان و پاکستان، شکل می‌دهد.[۲] قدمت پشتونوالی را همسان تاریخ پشتون‌‌ها دانسته‌اند.[۳]

جایگاه

فرهنگ عمومی جامعة پشتون‌‌ها از آداب‌‌و‌‌رسوم بادیه‌نشینی و قبایلی سرچشمه گرفته است.[۴] در مناطق پشتون‌‌نشین افغانستان، احکام اسلام با آداب قبیله‌‌ای آمیخته شده[۵] و پشتون‌‌ها در امور جزایی و ادارة داخلی مناطق خود، قانون «پشتونوالی» را حاکم کرده[۶] و حتی اسلام را بر اساس آن، تفسیر می‌کنند.[۷] این قانون بر اصولی استوار است که پیش از حکومت شهری در افغانستان سلطه داشته است.[۸]

دیدگاه‌ها

دو دیدگاه متفاوت در خصوص ارزش فرهنگ پشتونوالی وجود دارد:

  1. برخی آن را نظام ارزشی می‌‌دانند که تمام زوایای حیات پشتون‌‌ها را شامل شده و متضمن هویت پشتونی است.[۹]
  2. برخی دیگر فرهنگ پشتونوالی را، مانع تمرکز قدرت سیاسی و مانع ملت‌سازی در کشور می‌‌دانند.[۱۰]

اصول پشتونوالی

1. برتری نژادی

محققان بر این باورند که ناسیونالیسم افغان یا پشتونیزم، شالودۀ برتری‌‌طلبی نژادی پشتون‌‌ها نسبت به دیگر گروه‌‌های قومی را تشکیل می‌دهد.[۱۱] آنها، باور برتری نژادی را، «موهبت خداوند» برای پشتون‌‌ها می‌‌دانند که برای پایه‌‌ریزی یک «دولت-ملت» مورد نیاز است. [۱۲]

2. عصبیت تباری

پشتون‌‌ها با انتساب سلسله نسب قوم خود به پادشاهان یکتاپرست بنی‌‌اسرائیل و اعقاب متأخر آنها، خود را نژاد مقدس دانسته و فداکاری جد آنها قیس بن عبدالرشید در راه اسلام و اشاعۀ آن در سرزمین افغانستان را مایۀ افتخار خود می‌‌دانند. آنها، خود را مشمول دعای خیر پیامبر مبنی بر سیادت و فرمانروایی همیشگی پشتون‌‌ها می‌دانند.[۱۳]

3. انتقام یا بدل

این باور که هرکس حق دارد خود مجری عدالت باشد و انتقام بیدادگری‌‌هایی که بر وی شده را خود بگیرد، از ویژگی‌های پشتونوالی است.[۱۴] علی‌رغم منع حکومت و روحانیون از انتقام‌گیری شخصی، باز هم طبق قانون مذکور این کار، روا بوده و حتی افتخار محسوب می‌شود که هر کس خود شیوة انتقام را برگزیند.[۱۵]

طبق اصل بدل، انتقام در قدم اول متوجه شخص متجاوز است، اما اگر به هر دلیلی شخص متجاوز در دسترس نباشد، ممکن است انتقام از خویشاوندان ظالم و یا حتی از ایل‌‌و‌تبار وی گرفته شود.[۱۶] بدل ممکن است سال‌‌ها به تأخیر بیفتد، ولی طبق قانون مذکور فراموشی آن مایة شرم‌ساری است.[۱۷] در نظام پشتونوالی تثبیت حق با ننگ، عزت و شرف هر کس پیوسته بوده و نهان‌‌کاری در آن جای ندارد. در نظام پشتونوالی در صورت ناتوانی ‌‌و ضعف ستمدیده از گرفتن انتقام خود، بر اقوام ستمدیده لازم است که او را در گرفتن انتقام، یاری کنند.[۱۸]

4. اصل ننگ

در میان پشتون‌ها، بی‌آبرویی یک زن، شامل زنان تمام قوم، قبیله و حتی سرزمین می‌‌شود و باید از آن پیشگیری شود. برخی معتقدند که همین امر یکی از عوامل شکل‌گیری نگاه سخت‌گیرانه پشتون‌ها به زنان است.[۱۹]

5.اصل مهمان‌نوازی

رسم مهمان‌‌نوازی علاوه بر نکوداشتن مهمان، یکی از راه‌‌های کسب قدرت در نظام قبیله‌‌ای محسوب می‌شود و میزبان از این طریق برتری اقتصادی و سیاسی خود را با پیشکش کردن ثروت خود اعلام و اثبات می‌‌کند. مهم‌‌ترین ویژگی مهمان‌‌نوازی این است که میزبان را ملزم می‌‌کند تا امنیت مهمانِ خود را تأمین کند. برخی معتقدند که طالبان بر اساس همین اصل از اسامه بن لادن حمایت نموده و از تحویل او به آمریکا خود‌‌داری کردند.[۲۰]

6. پیغور

پیغور در فرهنگ پشتونوالی به‌‌معنای «اجماع» یا «شیوع عام» است حتی اگر با قرآن و سنت در تضاد باشد؛ برای نمونه گاهی زن و مرد را به جرم زنا، سنگسار می‌کنند، در حالی‌‌که بر اساس شریعت اسلام زنا باید با ادله‌‌ای خاص اثبات شود.[۲۱]

7. نَنَواتی

نَنَواتی (دخیل) بدین معنا است که اگر فردی از کسی خواهشی داشته باشد، به خانه یاخیمۀ او می‌‌رود و تا زمانی‌که به تقاضای وی پاسخ مثبت داده نشود، از نشستن روی فرش و خوردن طعام او خود‌‌داری می‌‌کند. رد تقاضای نَنَواتی، صدمه‌‌ای سخت بر شأن و جایگاه اجتماعی صاحب‌خانه می‌زند. رفتن برای نَنَواتی، تأمین امنیت فرد ننواتی را (هرچند جرم سنگین مانند قتل مرتکب شده باشد) در پی داشته و میزبان از او حمایت می‌‌کند.[۲۲]

8. خشونت

خشونت و انعطاف‌ناپذیری، از مؤلفه‌‌های پشتونوالی است. در فرهنگ پشتونوالی، نظامی‌گری سمبل غیرت‌‌ و شجاعت بوده و ‌‌گفتگو نشانۀ ترس ‌‌و زانو زدن انگاشته می‌شود.[۲۳]

پانویس

  1. pashtunwali
  2. . طاهری، طالبان و تشکیل دولت لویاتان قومی-مذهبی در افغانستان، ص81.
  3. . تاجیک و دیگران، «مسکن و پشتونوالی، نگرشی به ارزش‌های قومی در معماری خانه‌‌های قلعه‌‌ای پشتون‌های افغانستان»، ص82-91.
  4. . میرعلی و محسنی، «ویژگی‌های قوم پشتون و تآثیر آن بر شکل‌‌گیری طالبان»، 1397ش، ص189.
  5. . مارسدن، طالبان: جنگ، مذهب، و نظام جدید در افغانستان، 1379ش، ص118.
  6. . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص169-170.
  7. . فصیحی، بررسی رابطه دین و سکولاریزاسیون در افغانستان، 1393ش، ص256.
  8. . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص169-170.
  9. . تاجیک و دیگران، «مسکن و پشتونوالی، نگرشی به ارزش‌های قومی در معماری خانه‌‌های قلعه‌‌ای پشتون‌های افغانستان»، ص59.
  10. . گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص61.
  11. . میرعلی و محسنی، «ویژگی‌های قوم پشتون و تآثیر آن بر شکل‌‌گیری طالبان»، 1397ش، ص190.
  12. . موسوی، هزاره‌‌های افغانستان (تاریخ، فرهنگ، اقتصاد و سیاست)، 1387ش، ص27.
  13. . میرعلی و محسنی، «ویژگی‌های قوم پشتون و تآثیر آن بر شکل‌‌گیری طالبان»، 1397ش، ص192.
  14. . میرعلی و محسنی، «ویژگی‌های قوم پشتون و تآثیر آن بر شکل‌‌گیری طالبان»، 1397ش، ص192.
  15. . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص170.
  16. . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد، (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص170.
  17. . فصیحی، بررسی رابطه دین و سکولاریزاسیون در افغانستان، 1393ش، ص258.
  18. . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص170.
  19. . میرعلی و محسنی، «ویژگی‌های قوم پشتون و تآثیر آن بر شکل‌‌گیری طالبان»، 1397ش، ص195.
  20. . میرعلی و محسنی، «ویژگی‌های قوم پشتون و تآثیر آن بر شکل‌‌گیری طالبان»، 1397ش، ص198.
  21. . حاجی‌کریمی، طالبان: خاستگاه و مبانی فکری، 1392ش، ص195.
  22. . الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص220-221.
  23. . فصیحی، بررسی رابطه دین وسکولاریزسیون در افغانستان، 1393ش، ص258.

منابع

  • الفنستون، مونت استوارت، افغانان: جای، فرهنگ ‌‌و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، ترجمه محمدآصف فکرت، مشهد، بنیاد پژوهش‌‌های اسلامی آستان قدس رضوی، چ3، 1388ش.
  • تاجیک، صدرالدین و دیگران، «مسکن و پشتونوالی، نگرشی به ارزش‌های قومی در معماری خانه‌‌های قلعه‌‌ای پشتون‌‌های افغانستان»، در نشریه هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی، شماره 4، دوره 21، 1395ش.
  • حاجی‌کریمی، مازیار، طالبان: خاستگاه و مبانی فکری، تهران، کانون اندیشه جوان، 1392ش.
  • طاهری، محمدحنیف، «طالبان و تشکیل دولت لویاتان قومی-مذهبی در افغانستان» در دوفصلنامه پرتو خرد، شماره 23، سال سیزدهم، 1401ش.
  • فصیحی، امان‌‌الله، بررسی رابطه دین ‌‌و سکولاریزسیون در افغانستان، پایان‌‌نامه دکتری، دانشگاه تهران، 1393ش.
  • مارسدن، پتر، طالبان: جنگ، مذهب، و نظام جدید در افغانستان، ترجمه کاظم فیروزمند، تهران، مرکز، چ2، 1379ش.
  • موسوی، سیدعسکر، هزاره‌‌های افغانستان (تاریخ، فرهنگ، اقتصاد و سیاست)، ترجمه اسدالله شفایی، قم، اشک یاس، 1387ش.
  • میرعلی، محمدعلی ‌‌و محسنی، محمد «ویژگی‌های قوم پشتون و تآثیر آن بر شکل‌‌گیری طالبان» در دوفصلنامه علمی-پژوهشی مطالعات تاریخی جهان اسلام، س6، ش11، 1397ش.
  • وارتان گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، ترجمه علی عالمی کرمانی، تهران، عرفان، 1388ش.