پیغوله؛ منطقه‌ای گردشگری در شمال افغانستان.

پِیغُولَه یکی از مناطق مهم دیدنی و گردشگری ولسوالی (شهرستان) بلخاب در ولایت (استان) سرپل است.

نام‌گذاری

پیغوله در اصل پیغله، بیغله یا بیغوله به‌معنی کُنج و گوشه است که در زبان و اشعار فارسی نیز به کار رفته است؛ برای مثال نظامی گفته است «ز هیبت به پیغوله‌ای در گریخت». پیغوله یا بیغوله، همچنین، به کنج و گوشۀ خانه و چشم اشاره دارد. منطقۀ پیغوله نیز در کنج و گوشۀ غربی بلخاب قرار دارد. برخی بر این باورند که پیغوله در اصل پیرغوله است. پیر یعنی خردمند و غوله یعنی غول (موجود بزرگ خیالی) که در مجموع به‌معنای «خردمند بزرگ» است. گروهی دیگر نیز معتقدند که پیر نماد بزرگ و غول نیز به‌دامن کوه‌ها و ارتفاعات بلند اشاره دارد. بنابراین پیرغوله به‌معنای «دامنه‌های بزرگ و وسیع از کوه‌ها» است.[۱]

موقعیت جغرافیایی

پیغوله، در غربی‌ترین قسمت بلخاب و در همسایگی ولسوالی کوهستانات ولایت سرپل واقع شده است.این منطقه در غرب روستای درۀوَجمان بلخاب، در شرق چِراس، در شمال اِسمیدان و در جنوب اِستِراب ولسوالی کوهستانات ولایت سرپل قرار دارد. فاصلۀ پیغوله تا ترخوج (مرکز بلخاب) حدود 35 کیلومتر است.[۲]

جمعیت‌شناسی

جمعیت پیغوله حدود یک هزار خانوار است. علاوه بر آن، جمعیت مردم جاغوری و هزاره‌های ساکن در پیغوله (که از مناطق مختلف هزاره‌جات چون یَکاولَنگ، شَهرستان، بِهسُود و بامیان به‌پیغوله مهاجرت کرده‌اند) حدود 400 خانوار است. همچنین، سادات ساکن در پیغوله نیز در حدود 60 خانوار هستند. جمعیت قوم مِنگَگ حدود 600 خانوار است که از ساکنین اصلی این منطقه هستند. از نظر جمعیتی حدود 60 درصد مردم پیغوله از قوم منگک هستند. در ارتباط با قوم منگک، برخی معتقدند که این قوم از سمت میمنه (ولایت فاریاب) آمده و تُرک‌‌تبار هستند. برخی دیگر نیز بر این باورند که مِنگگ یک واژۀ مغولی به مفهوم گروه نظامی است. کارشناسان معتقدند که این مردم با ترک‌زبانان، همخوانی زیادی دارند.[۳]

تاریخچه

پیغوله از نظر سابقۀ تاریخی، یک منطقۀ قدیمی است. اگرچه در ارتباط با تاریخ این منطقه آثار مکتوبی وجود ندارد اما آثار تاریخی موجود، نشان‌دهندۀ قدمت آن است. در حدود 700 سال قبل چنگیز از این مسیر عبور کرده وبرخی کشور‌گشایان دیگر هم این منطقه را زیرپا نهاده‌اند.[۴]

روستاها

پَایجِه

روستای پایجه بعد از سرگشته در کنار «جِه» مشهور بلخاب قرار دارد. پایجه حدود 45 خانوار جمعیت دارد.

کَمَرَک

روستای کمرک در سمت چپ دره و در ارتفاعات روستای پایجه قرار دارد. جمعیت آن روستا حدود 60 خانوار است.

کَمَر غِیاث

روستای کمر غیاث در بالای کوه سمت راست دره‌وجمان قرار دارد.

نَخَلِیج

روستای نخلیچ در سمت چپ دره و بالای کوه، روبه‌روی کمر‌خوشحال و سرسنگ قرار دارد.این روستا حدود 15 خانوار جمعیت دارد. نخلیج یک منطقۀ ییلاقی بوده و بیشتر ساکنان آن مهاجر هستند.

خَم لُوچ‌اَو

از دو راهی بعد از سرجه (پایجه) در سمت چپ، اولین روستا«لوچ‌او» نام دارد که حدود 10 خانوار سید سولیج (منطقۀ در ولایت بامیان) در آن‌جا ساکن هستند.

تَیلُوچ (شهرستان)

تیلوچ در انتهای دوراهی سمت چپ پایجه و بعد از لوچ‌او قرار دارد. جمعیت تیلوچ حدود 60 خانوار است.

پیشاوان

از دو راهی سرجه(پایجه)، یک راه به‌راست دره می‌رود که اولین قشلاق واقع در این مسیر پیشاوان یا «تۀ‌پیشاوان» نام دارد. در این روستای کوچک حدود 10 خانوار سکونت دارند.

جَنگَلَگ

در شمال پیشاوان، در بغل کوه (بین پیغوله و کمر‌سادات) روستای کوچکی است که جنگلک نام دارد. در این محل حدود 6 خانوار سید سولیج زندگی می‌کنند.

قِشلاق کَلان

قشلاق کلان مرکز پیغوله است. این محل در دوراهی سمت راست سرجه، بعد از پیشاوان قرار دارد.در این قشلاق محله‌هایی بنام اقوام سه‌گانۀ قوم مِنگَگ (که از نام سه برادر گرفته شده) وجود دارد، محل زندگی طایفۀ «زَی‌سید» (برادر میانی مشهور به سیدمحمد)، در وسط قشلاق است. دو طایفۀ دیگر منگگ یعنی زَی‌سلطان (برادر کلان) و خردک‌زَئی (برادر کوچک) هم محلات مخصوص به خود دارند. جمعیت قشلاق بیش از 300 خانوار است که ساکنان آن همه از قوم منگگ هستند.

پیتاب

پیتاب بعد از قشلاق کلان قرار دارد. مجموع جمعیت پیتاب حدود 350 تا 400 خانوار است. اکثریت آن‌ها در اصل از اهالی منطقۀ جاغوری (ولایت غزنی) هستند که حدود 70 سال قبل به پیغوله مهاجرت کرده‌اند. قوم جاغوری به تولواره‌های مختلفی نظیر قلندر، علی‌زوار (اکبری)، استا کاکه (نوروزی‌ها)، ایزدری و پشی تقسیم می‌شوند. در این روستاحدود 35 خانوار سید شَش‌پَر و سید کَکرَک (از مردمان ولایت غزنی) در محلی بنام دۀ‌سوخته زندگی می‌کنند. در پیتاب چند خانوار هزاره‌های دایزَنگی هم زندگی می‌کنند.

سَگمَان (صَدمان)

این روستا بعد از پیتاب قرار دارد. در سال‌های اخیر به آن سیدآباد هم می‌گویند. جمعیت این روستا حدود 20 خانواراست.

دُو‌آبی

دو‌آبی در جنوب پیتاب واقع شده که حدود 50 خانوار جمعیت دارد و از طایفۀخردک‌زئی هستند.

دِه‌سُم

بعد از دوآبی ده‌سم با جمعیت ده‌سم حدود 40 خانوار قرار دارد.

وَرزَان (زَبرَک)

ورزان بعد از ده‌سم و آخرین روستای پیغوله است که در غرب دو‌آبی، در شرق بند‌دُلدُل، در شمال اسمیدان و در جنوب کَچَن (ولسوالی کوهستانات ولایت سرپل) قرار دارد. جمعیت ورزان حدود 120 خانوار است. ساکنان این قریه مخلوطی از هزاره‌های دایه، منگگ (زی‌سلطان)، جاغوری و دایزنگی هستند که حدود 70 سال قبل به این منطقه مهاجرت کرده‌اند. چند خانوار سید هم در این روستا زندگی می‌کنند. منتهی‌الیه ورزان، سُم دُلدُل است که ییلاق ورزان به حساب می‌آید.[۵]

اقتصاد

اقتصاد مردم منطقه متکی به زراعت است. تا چندی پیش، کچالوی (سیب زمینی) پیغوله مشهور بود. مردم محل لوبیا، سبزی و صیفی نیز می‌کارند. زمین‌های پیغوله بیش‌تر آبی است. در سال‌های اخیر باغداری رونق گرفته است. مالداری نیز در پیغوله یکی از مشاغل مهم بوده و به‌دلیل وجود مراتع رونق دارد. تخته‌کشی، تفنگ‌سازی، پرورش زنبور عسل، تعمیر موتَر (ماشین) و موتر‌سایکل (موتور سیکلیت) از دیگر مشاغل مردمی است. گلدوزی، نجاری، آهنگری، خیاطی، گلیم‌بافی و نمد‌مالی نیز از صنایع‌دستی مردم پیغوله محسوب می‌شود.[۶]

مکاتب و معارف

در پیغوله 5 مکتب (مدرسه) فعال است: 1. لیسۀ دخترانه (شهید برهانی در خم‌پیری). 2.لیسۀ پسرانه (شهید هاشمی در لب‌نَی) قشلاق کلان. این مکتب یکی از بهترین لیسه‌های بلخاب است که در سال 1341ش به‌صورت مکتب ابتدائیه تاسیس شد. این مکتب اولین مکتب رسمی دولتی در بلخاب است که در سال 1385ش به لیسه تبدیل شده و حدود 1600 متعلم دارد. 3. لیسۀ(آزادی) در پایجه که حدود 400 متعلم دارد. 4. لیسۀ دخترانه در پیتاب که بخشی از لیسۀ قشلاق کلان است. 5. مکتب متوسطه استقلال ورزانکه بیش از 300 متعلم دارد.[۷]

منابع آبی

پیغوله منابع آبی زیادی دارد که بخشی از آن به مصرف آب شرب و زراعت منطقه رسیده و بخش دیگر به جۀ پیغوله می‌ریزد. منابع اصلی آب پیغوله، بندها و کوه‌های اطراف آن است. بند دُلدُل در غرب روستای وَرزان از منابع اصلی آب پیغوله است. از این بند حدود سه آسیاب آب خارج می‌شود. این آب در د‌وآبی با آب سگمان که حدود یک آسیاب آب است، مخلوط می‌شود. در ادامۀ مسیر، آب جنگلگ هم به این آب می‌ریزد. آب تَیلُوچ که از بند «رُواَو» می‌آید با آب خَم لُوچ‌اَو که حدود سه آسیاب است، در سرجه با آب دلدل مخلوط شده و همۀ آب‌های پیغوله در جه یک‌جا می‌شوند.[۸]

گردشگری

قلعۀپایجه با مساحتی در حدود 1000 متر، غارپایجه که تازه کشف شده و از داخل آن آثاری به دست آمده، قبر خواجه عبدالعزیز در پایجه، کهنه‌قلعۀ قشلاق کلان، تپۀ تَیلُوچ و چشمهۀ مشهور به «زَبرَک» در ورزان که مورد توجه افراد خارجی‌ است از آثار مهم تاریخی در پیغوله به شمار می‌روند.[۹] علاوه بر آن، منطقۀ پیغوله دارای مناظر دیدنی طبیعی بسیاری است:

  • 1. جِه (سد طبیعی) پایجه: پیغوله جه بسیار مشهوری دارد که در روستای پایجه واقع است. این جه یکی از مهم‌ترین مناظر بلخاب است. در طول سال افراد زیادی از آن بازدید می‌کنند.
  • 2. جه(سد طبیعی) دلدل (ماهی‌زار): این جه حدود 3 هزار متر بالاتر از روستای ورزان قرار دارد. آب‌های بند و کوه‌های حایل بلخاب و چِراس که حدود 2 آسیاب آب است ابتدا وارد این جه می‌شود.
  • 3. جه‌جنگل: این جه بین جۀ دلدل و روستای ورزان واقع شده است. آب‌های بند دلدل در ادامۀ مسیر با آب‌ چشمه‌های اطراف مخلوط شده و وارد این جه می‌شود. این جه ماهی فراوانی دارد.

زَرد‌غُوریق، چشمه‌ها، بندها، کوه‌ها، مراتع، تپۀ تیلوچ، پای سید حسن جان و ایلاق‌ها از دیگر مناظر دیدنی منطقه است.[۱۰]

باورها

در بَند دُلدُل سنگ‌هایی همانند کاشی‌های بزرگ وجود دارند که گویا یک گلۀ اسب از روی آن‌ها عبور کرده‌ و جای پای آن‌ها باقی است. مردم محل معتقدند که حضرت علی با اسب از آنجا عبور کرده و به‌همین دلیل به آن بند دلدل می‌گویند. در بالای سُم دلدل هم یک همواری وجود دارد که روی سنگ‌ها آثاری شبیه جای زانوی پا و کف دست انسان وجود دارد. بر اساس برخی باورهای محلی، حضرت علی در آن مکان نماز خوانده است. جه دلدل در بالای روستای ورزان ماهی‌های متنوع و فراوانی دارد. وجود ماهی فراوان در این جه، در باور مردم، به اعجاز حضرت علی است.[۱۱]

پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه ج4، 1377ش، ص6006 رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص351.
  2. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش، ص351.
  3. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش. ص357.
  4. احمدی‌نژاد، سیمای بلخاب، 1395ش. ص95.
  5. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش. ص352، 353، 354، 355 و 356.
  6. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش. ص358.
  7. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش. ص359.
  8. احمدی‌نژاد، سیمای بلخاب، 1395ش. ص151.
  9. احمدی‌نژاد، سیمای بلخاب، 1395ش. ص152.
  10. مصباح بلخابی، بهار را چگونه بگذرانیم؟، 1379ش. ص85.
  11. رهیاب (بلخی)، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع) ج1، 1398ش. ص361.

منابع

  • احمدی‌نژاد، سید حسن، سیمای بلخاب، قم، مجمع ذخائر اسلامی، 1395ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، 1377ش.
  • رهیاب (بلخی)، سید حسین، بلخاب (تاریخ، فرهنگ و اجتماع)، کابل، صبح امید، 1398ش.
  • مصباح بلخابی، سید حسن، «بهار را چگونه بگذرانیم؟»، قم، فکر‌آوران، 1379ش.