خشونت علیه زنان

از ویکی‌زندگی

خشونت علیه زنان؛ هرگونه آسیب عمدی به زنان در ابعاد مختلف.

خشونت علیه زنان به هرگونه رفتار خشونت‌آمیز مبتنی بر جنسیت اشاره دارد که موجب آسیب جسمی، روانی یا جنسی به زنان می‌شود. این پدیده، جهانی است و در تمامی فرهنگ‌ها، جوامع و طبقات اجتماعی رخ می‌دهد. خشونت علیه زنان شکل‌های مختلفی دارد و می‌تواند در محیط‌های مختلف مانند خانه، محل کار، فضای عمومی یا حتی آنلاین اتفاق بیفتد. خشونت علیه زنان و به‌ویژه خشونت خانگی علیه آنان مانند دیگر مصادیق خشونت خانگی از منظر آموزه‌های اسلام کاملا مردود است و پیشوایان دین اسلام همواره بر رعایت حقوق زنان ازجمله حقوق خانوادگی، حقوق مالی و حقوق جنسی زن، تأکید کرده‌ و به پاسداشت نقش مادری، رسالت مادری، نقش تربیتی مادر، نقش همسری زن، نقش دختری، توجه به ترجیحات همسر، مهرورزی در خانواده و محبت شوهر به زن و پرهیز از همسرآزاری سفارش کرده‌اند.

تعریف خشونت علیه زنان

خشونت (violence) به‌معنای غضب، زور، تعدی، شدت و سختی،[۱] در اصطلاح، به‌معنای هر نوع آسیب‌رسانی به دیگری یا رفتار خشن عمدی برای پیشبرد مقاصد خویش است. خشونت تعریفی مشابه پرخاشگری دارد با این تفاوت که خشونت در بعد شناختی و هیجانی است، اما پرخاشگری در بعد رفتاری و حالت بیرونی است.[۲] در خشونت، ارکان زیر مورد توجه قرار می‌گیرد:

  1. قصد عمدی و اقدام آگاهانه؛
  2. استفاده از زور و غلبه؛
  3. حالت تندی و شدت؛
  4. تعرض و آسیب رساندن به دیگران.[۳]

خشونت علیه زنان به‌معنای هر عمل خشونت‌آمیز مبتنی بر جنسیت است که سبب آسیب‌های روانی، جسمانی و آزار علیه زنان شود. از منظر سازمان بهداشت جهانی، خشونت، استفاده عمدی از نیروی بدنی، ارعاب یا تهدید است که به آسیب بدنی، مرگ، آسیب روانی، نقص رشد و محرومیت بینجامد.[۴]

ابعاد خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان دو بُعد بدنی و روانی دارد. بُعد بدنی شامل آزار جنسی، تنبیه بدنی، فشار و اجبار است. بُعد روانی اعم از خشونت کلامی، غیر کلامی، اقتصادی، حقوقی و اجتماعی است؛ همچون، فحاشی، تمسخر، تحقیر، منزوی کردن فرد و سایر اعمال خشونت‌آمیز است که بیشتر در ارتباط کلامی و ارتباط غیرکلامی همسران رخ می‌دهد.[۵]

پیشینه خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان به‌ویژه از سوی شوهران که مصداقی از خشونت خانگی می‌شود، سابقه‌ای طولانی دارد. این پدیده یک مسئله جهانی با ریشه‌های تاریخی عمیق است که بیشتر، محصول سنت‌های غلط فرهنگی در اقوام و جوامع مختلف بوده و در دنیای مدرن افزایش و گسترش یافته است. حضرت محمد، پیامبر دین اسلام و دیگر پیشوایان این آیین مانند امام علی کوشیده‌اند تا با بهره‌گیری از مفاهیم قرآنی مانند قوامیت مرد بر زن و سرپرستی خانواده، رویکرد مردان را دربارۀ زنان اصلاح کنند و انگاره‌های مردسالاری و پدرسالاری را به‌سوی مسئوليت‌پذيری و خدمتگزاری سوق دهند. این در حالی است که دیگر فرهنگ‌ها اهتمام جدی به حقوق زنان نداشتند و فرهنگ غربی نیز در نیمه دوم سدۀ بیستم میلادی، مسئله خشونت علیه زنان را مورد توجه قرار داد.[۶]

در کشورهای غربی، بر اساس آمار کمیته رفع تبعیض علیه زنان سازمان ملل، آمار‌ها در مورد وضعیت زنان نگران‌کننده است. میلیون‌ها زن در اروپا مورد خشونت قرار گرفته و یک‌سوم دولت‌های عضو شورای اروپا، خشونت علیه زنان را به‌عنوان جرایم کیفری نمی‌شناسند.[۷] طبق گزارش‌ها، در ماه‌های اول قرنطینه سال ۲۰۲۰م، در برخی کشورهای اروپایی، موارد زن‌کُشی بیشتر از سال قبل بوده است. در این قتل‌ها، ۸۲ درصد از قربانیان زن و ۱۸ درصد مرد هستند که این آمار خود حکایت از خشونت گسترده علیه زنان در اروپا دارد.[۸]

در ایران، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با وضع قوانین حمایت از خانواده در مهر 1358ش و همچنین لایحه قانونی در سال 1371ش، به حمایت از زنان و جلوگیری از خشونت پرداخته شده است.[۹]

دیدگاه‌های نظری درباره خشونت علیه زنان

دیدگاه‌های نظری مختلفی درباره خشونت علیه زنان وجود دارد که هر کدام از منظر خاصی به این مسئله نگاه می‌کنند. هر یک از این دیدگاه‌ها راهکارهای متفاوتی را برای مقابله با خشونت علیه زنان پیشنهاد می‌کنند. ترکیب این دیدگاه‌ها می‌تواند به درک جامع‌تر و راهکارهای مؤثرتر منجر شود.

دیدگاه فمینیستی

  • فمینیسم رادیکال: این دیدگاه معتقد است که خشونت علیه زنان ریشه در ساختارهای پدرسالار و مردسالار دارد که مردان را در موقعیت قدرت قرار می‌دهد و زنان را به عنوان ابژه‌های جنسی و تحت سلطه می‌بیند. خشونت، ابزاری برای حفظ این سلطه است.
  • فمینیسم لیبرال: این دیدگاه بر برابری حقوقی و قانونی تمرکز دارد و معتقد است که با اصلاح قوانین و افزایش آگاهی می‌توان خشونت علیه زنان را کاهش داد.
  • فمینیسم سوسیالیستی: این دیدگاه خشونت علیه زنان را با نظام سرمایه‌داری و نابرابری‌های اقتصادی مرتبط می‌داند و معتقد است که برای رفع خشونت، باید به تغییر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی پرداخت.

دیدگاه روان‌شناختی

دیدگاه روان‌شناختی بر عوامل فردی و روانی تمرکز دارد و معتقد است که خشونت ممکن است ناشی از اختلالات روانی، تجربیات کودکی، یا مشکلات شخصیتی باشد؛ برای مثال، افرادی که در کودکی شاهد خشونت بوده‌اند، ممکن است در بزرگسالی بیشتر مرتکب خشونت شوند.

دیدگاه جامعه‌شناختی

  • نظریه یادگیری اجتماعی: این دیدگاه معتقد است که خشونت، رفتاری آموخته‌شده است که از طریق مشاهده و تقلید از دیگران، به‌ویژه در خانواده و جامعه، منتقل می‌شود.
  • نظریه ساختار اجتماعی: این دیدگاه بر نقش ساختارهای اجتماعی مانند فقر، بیکاری، و نابرابری‌های اقتصادی در ایجاد خشونت تأکید می‌کند. شرایط اجتماعی نامساعد می‌تواند به افزایش تنش و خشونت در خانواده و جامعه منجر شود.

جامعه‌شناسان در چارچوب نظریه‌های علمی گوناگون، خشونت علیه زنان را به‌صورت کلان و در ارتباط با اقتصاد، مذهب و رسانه‌های جمعی بررسی می‌کنند. از این منظر، تغييرات شدید اجتماعی و فشارهای اقتصادی، زمینه‌ساز خشونت است و تأمين‌نشدن نيازهای اساسی خانواده در کنار مسئوليت‌های سنگین شغلی موجب می‌شود مرد در برابر خواسته زن و فرزندان، دچار خشونت شود. همچنین محتويات القاشده از سوی رسانه‌های جمعی مانند تلويزيون، یک عامل مشاركتی مهم برای بالا بردن سطح خشونت در جامعه است. از سوی دیگر، بر اساس تحقیقات، ارتباط معناداری بين دين‌داری و رفتار پيشگيرانه از جرائم وجود دارد و عدم پايبندی به آموزه‌های دينی، عامل مهم خشونت‌ عليه زنان است.[۱۰]

دیدگاه فرهنگی

دیدگاه فرهنگی بر نقش فرهنگ و هنجارهای اجتماعی در توجیه یا تشویق خشونت علیه زنان تمرکز دارد. در برخی فرهنگ‌ها، خشونت ممکن است به‌عنوان ابزاری برای کنترل زنان یا حفظ حرمت خانواده تلقی شود. تغییر این هنجارهای فرهنگی برای کاهش خشونت ضروری است.

دیدگاه زیست‌شناختی

برخی نظریه‌های زیست‌شناختی به نقش عوامل ژنتیکی و هورمونی در رفتار خشونت‌آمیز اشاره می‌کنند. برای مثال، سطح بالای تستوسترون ممکن است با پرخاشگری بیشتر مرتبط باشد. این دیدگاه معمولاً به‌تنهایی کافی نیست و باید در کنار عوامل اجتماعی و روانی بررسی شود.[۱۱]

دیدگاه اسلام در مورد خشونت علیه زنان

در آموزه‌های اسلامی توجه ویژه‌ای به رعایت حقوق زنان وجود دارد و آیات قرآن و روایات اهل‌بیت سرشار از دستوراتی است که به مردان امر می‌کند، در‌ برابر همسران خود نهایت عاطفه و لطافت را داشته باشند.[۱۲] از سوی دیگر، خشونت از نظر عقلی امری ناپسند بوده و اسلام آن را نمی‏‌پذیرد؛ چه نسبت به زن و چه نسبت به مرد.[۱۳] رویکرد اسلام انسان‌محوری است، نه جنسیت‌محوری. سیاست‌های کلی اسلام در جهت حفظ کرامت انسانی زن و منع خشونت از او است.[۱۴]

اسلام به روابط انسانی و رعایت عدالت تاکید کرده و حقوق زنان در تحصیل، اشتغال، کنشگری اجتماعی، اوقات فراغت، سلامت روان و مانند آن را به رسمیت شناخته است. علاوه بر این اسلام با نگاه کرامت‌محور به انسان، احکام و اوامر پیشگیرانه از خشونت علیه زنان را بیان کرده است. دین اسلام با بیان وظائف مردان و زنان، احکام تشویقی و تنبیهی و همچنین احکام قضایی و کیفری برای کنترل و کاهش خشونت وضع کرده است.[۱۵]

با وجود تأکیدی که تعالیم اسلام بر پرهیز از خشونت علیه زنان دارد و همگان را به رعایت حقوق زنان و دختران فرامی‌خواند، اما زن مسلمان همچنان در برخی جوامع از کرامت و حقوق شایستۀ خود برخوردار نیست. در این جوامع، مشارکت زنان در اقتصاد خانواده مانند کشاورزی و دامداری نهادینه شده و سازگاری زن در خانواده، مطالبه می‌شود، اما همچنان زن در خانواده و زن در اجتماع از برخی حقوق خود محروم می‌شود. زنان سرپرست خانوار در ایران با چالش‌های بسیاری روبرو هستند. آموزش زنان در افغانستان در بسیاری از مقاطع تاریخی، با محدودیت روبرو بوده است. تحصیل دختران به‌صورت سنتی در برخی جوامع مسلمان دچار محدودیت بوده و در حکومت طالبان، ممنوعیت تحصیل دختران، تثبیت شده است. اشتغال زنان نیز به‌ویژه در جوامعی مانند افغانستان، چالش‌برانگیز است.

انواع خشونت علیه زنان

آسیب‌پذیری زنان موجب شده است که خشونت علیه زنان، شکل‌های مختلفی داشته باشد و در حوزه‌های مختلفی از زندگی آنها رخ دهد. این خشونت‌ها ممکن است فیزیکی، روانی، جنسی، اقتصادی، یا فرهنگی باشند. همچنین انواع خشونت علیه زنان، ممکن است به‌صورت همزمان یا جداگانه رخ دهند

خشونت فیزیکی

هر نوع رفتار فیزیکی که موجب آسیب بدنی به زن شود، خشونت فیزیکی یا جسمی نامیده می‌شود. خشونت فیزیکی می‌تواند در قالب تنبیه بدنی زن، توجیه شود. مصادیق خشونت فیزیکی علیه زنان عبارت است از: کتک‌زدن، لگد زدن، مشت‌زدن، استفاده از ابزار برای آسیب رساندن به زن، سوزاندن، خفه‌کردن، ایجاد جراحت‌های عمدی، قتل یا اقدام به قتل.

خشونت روانی (عاطفی)

خشونت روانی، هر نوع رفتار است که موجب آسیب روانی، کاهش عزت نفس، یا ایجاد ترس و اضطراب در زن شود؛ ازجمله: تحقیر، توهین، فحاشی، تهدید به خشونت فیزیکی یا جنسی، کنترل رفتارهای زن مانند محدود کردن ارتباط با دوستان و خانواده، بی‌اعتنایی عاطفی یا سکوت طولانی‌مدت.

خشونت جنسی

هر نوع رفتار جنسی که بدون رضایت زن انجام شود یا او را مجبور به انجام فعالیت‌های جنسی کند، مصداقی از خشونت جنسی علیه زن است، مانند تجاوز جنسی، خشونت در رابطه زناشویی، آزار جنسی مانند لمس ناخواسته، تعقیب یا ارسال پیام‌های نامناسب، اجبار به دیدن یا انجام اعمال جنسی غیردلخواه، ازدواج اجباری یا ازدواج در سنین پایین.

خشونت اقتصادی (مالی)

خشونت اقتصادی علیه زن، هر نوع رفتاری است که باعث محدودیت دسترسی زن به منابع مالی یا استقلال اقتصادی شود، ازجمله: ممانعت از کار کردن و اشتغال زنان، منع از تحصیل زن یا دختر، کنترل کامل درآمد خانواده توسط مرد و عدم مشارکت زن در تصمیم‌گیری‌های مالی، محروم کردن زن از نیازهای اولیه مانند غذا، پوشاک، یا مسکن، سوءاستفاده از دارایی‌های زن یا اجبار او به کار بدون دستمزد.[۱۶]

خشونت اجتماعی (فرهنگی)

خشونت اجتماعی، هر نوع رفتار یا هنجار فرهنگی است که زنان را به دلیل جنسیت‌شان تحت فشار قرار می‌دهد یا حقوق آن‌ها را نقض می‌کند، مانند تبعیض جنسیتی در جامعه یا محیط کار، ازدواج اجباری یا سنتی که در آن زنان حق انتخاب ندارند، ناقص‌سازی جنسی زنان، قتل‌های ناموسی و کشتن زن به‌دلیل حفظ آبروی خانواده.

همچنین خشونتی که از طریق رسانه‌ها، تبلیغات یا فرهنگ عامه به زنان تحمیل می‌شود و نقش‌های کلیشه‌ای جنسیتی را تقویت می‌کند، مصداقی از خشونت فرهنگی است، مانند نمایش زنان به‌عنوان ابژه‌های جنسی در رسانه‌ها و ترویج کلیشه‌هایی که زنان را ضعیف، وابسته یا ناتوان نشان می‌دهند.

خشونت سایبری

امروزه استفاده از فضای مجازی و فناوری برای آزار، تهدید یا کنترل زنان، به ابزار خشونت علیه زنان تبدیل شده است که در قالب ارسال پیام‌های تهدیدآمیز یا آزاردهنده، انتشار تصاویر یا اطلاعات خصوصی بدون رضایت زن و تعقیب و کنترل فعالیت‌های آنلاین زن، رخ می‌دهد.

خشونت نهادی (سیستمی)

خشونت نهادی علیه زنان، خشونتی است که از طریق نهادها، قوانین، یا سیاست‌های ناعادلانه در جامعه، علیه زنان اعمال می‌شود، مانند قوانین تبعیض‌آمیز که حقوق زنان ازجمله حقوق مالی، جنسی و خانوادگی آنها را نادیده می‌گیرند، عدم حمایت کافی از قربانیان خشونت توسط پلیس یا سیستم قضایی، نابرابری‌های جنسیتی در دسترسی به آموزش، بهداشت، و اشتغال، محروم کردن زنان از حق رأی یا مشارکت در تصمیم‌گیری‌های کلان و فقر سیستماتیک که زنان را بیشتر از مردان تحت تأثیر قرار می‌دهد.

از میان انواع خشونت، بیشتر، خشونت جنسی و روانی علیه زنان صورت می‌گیرد.[۱۷]

علل خشونت علیه زنان

دلایل عمده خشونت علیه زنان عبارت‌اند از:

  • علل فردی؛ شامل جنبه‌های زیستی و تفاوت‌های زن و مرد، عوامل روانشناختی، ناکامی فرد در رسیدن به اهداف، عدم ارضای نیاز‌های اقتصادی و جنسی به‌ویژه در مردان، ضعف و عدم پایبندی به ارزش‌های اخلاقی. همچنین، متغیر‌هایی مانند سن، هوش، تحصیلات، مصرف مواد مخدر و غیره بر بروز خشونت تاثیرگذار هستند.
  • علل تعامل بین‌فردی؛ مانند جنسیت، بی‌مهارتی، مشکلات ارتباطی، عدم مدیریت خشم، سابقه بزهکاری، خصومت جنسی و حسادت.
  • علل اجتماعی- اقتصادی؛ شامل زمینه‌های اقتصادی مانند نوع شغل، بیکاری، وضعیت اقتصادی خانواده و اشتغال زنان.[۱۸]

پیامد‌های خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان، برای خودِ فرد، خانواده و جامعه پیامد‌هایی به همراه دارد؛ از جمله:

الف) پیامدهای فردی خشونت علیه زنان

  1. اختلالات روانی؛
  2. بیماری‌های جسمی؛
  3. خودکشی.

ب) پیامدهای خانوادگی خشونت علیه زنان

  1. تأثيرات منفی بر فرزندان و اعضای خانواده؛
  2. احساس درماندگی و عدم كفايت مرد در مديريت؛
  3. كاهش رضايت از زندگی؛
  4. بدبينی نسبت به جنس مذكر.
  5. تزلزل بنیان خانواده و افزایش طلاق.[۱۹]

ج) پیامدهای اجتماعی خشونت علیه زنان

  1. عدم امنيت اجتماعی؛
  2. اختلال در روابط سالم اجتماعی؛
  3. تزلزل بنیان خانواده و افزایش طلاق.

پیشگیری از خشونت علیه زنان

پژوهشگران درباره پیشگیری از خشونت علیه زنان، به راه‌های زیر توجه کرده‌اند:

  1. ترویج همسرگزینی مناسب با تکیه بر مهارت‌های انتخاب همسر و آگاهی از معیارهای انتخاب همسر؛
  2. تربیت دینی و آموزش زیست اخلاقی؛
  3. آموزش اصول روابط مناسب در خانواده مانند خانواده‌گرایی و حسن خلق، مهرورزی و محبت در خانواده شامل محبت شوهر به زن و محبت زن به شوهر؛
  4. رعایت حدود شرعی در روابط زن و مرد؛
  5. آموزش مهارت‌های زندگی مانند مهارت تصمیم‌گیری، مهارت‌ حل تعارضات زناشویی، مهارت‌های شناختی همسران و مهارت‌های ازدواج.
  6. آموزش مهارت نه گفتن.

مواجهه و درمان خشونت

  1. اصلاحات نگرشی و تغییرات رفتاری در مردان خشونت‌ورز؛
  2. توانمندسازی زنان در پیشگیری از خشونت همسران و مواجهه صحیح با آن؛
  3. تقویت نقش مردم، نهاد حکومت و نهاد‌های اجتماعی در مواجهه صحیح با خشونت علیه زنان.[۲۰]

پانویس

  1. جهانی جناقرد، «خشونت خانگی علیه زنان در ایران»، 1399ش، ص898؛ بخشی سور شجانی، «خشونت علیه زنان»، 1385ش، ص36.
  2. سالاری‌فر، خشونت خانگی علیه زنان، 1389ش، ص96.
  3. سالاری‌فر، خشونت خانگی علیه زنان، 1389ش، ص99.
  4. اعظم آزاده و دهقان‌فرد، «خشونت علیه زنان در تهران: نقش جامعه پذیری جنسیتی، منابع در دسترس زنان و روابط خانوادگی»، 1385ش، ص 167؛سالاری‌فر، خشونت خانگی علیه زنان، 1389ش، ص97.
  5. جهانی جناقرد، «خشونت خانگی علیه زنان در ایران»، 1399ش، ص899؛ اعظم آزاده و دهقان‌فرد، «خشونت علیه زنان در تهران: نقش جامعه پذیری جنسیتی، منابع در دسترس زنان و روابط خانوادگی»، 1385ش، ص 166؛ بستان، «تحلیل جنسیتی بزه‌کاری و بزه‌دیدگی زنان از دیدگاه جامعه شناسی اسلامی»، 1393ش، ص 69؛ سالاری‌فر، خشونت خانگی علیه زنان، 1389ش، ص102.
  6. همتی، «عوامل موثر بر خشونت مردان علیه زنان: مطالعه موردی خانواده های تهرانی»، 1383ش، ص 233.
  7. اعتمادی، «بحران خشونت علیه زنان در غرب»، خبرگزاری رسالت، تارخ بارگزاری: 22آذر 1389ش.
  8. «بولتن خشونت علیه زنان در کشور‌های اروپایی توسط ستاد حقوق بشر منتشر شد»، سایت ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران.
  9. «اجتماعی: خشونت علیه زنان»، نشریه گزارش، 1384ش، ص 55.
  10. بخشی سور شجانی، «خشونت علیه زنان»، 1385ش، ص40-39.
  11. اعظم آزاده و دهقان‌فرد، «خشونت علیه زنان در تهران: نقش جامعه پذیری جنسیتی، منابع در دسترس زنان و روابط خانوادگی»، 1385ش، ص 177؛ بخشی سور شجانی، «خشونت علیه زنان»، 1385ش، ص38-36.
  12. «منع خشونت علیه زنان از نگاه اسلام»، سایت مرکز آینده‌پژوهی جهان اسلام؛ سجادی، «اسلام و نقش آن در کاهش خشونت خانگی علیه زنان»، 1398ش.
  13. موسوی بجنوردی، «خشونت نسبت به زنان از منظر دین»، 1384ش.
  14. پاد، «تاکید دین مبین اسلام بر حفظ کرامت زن و منع خشونت علیه زنان».
  15. سالاری‌فر، خشونت خانگی علیه زنان، 1389ش، ص244.
  16. جهانی جناقرد، «خشونت خانگی علیه زنان در ایران»، 1399ش، ص900-899؛ اعظم آزاده و دهقان‌فرد، «خشونت علیه زنان در تهران: نقش جامعه پذیری جنسیتی، منابع در دسترس زنان و روابط خانوادگی»، 1385ش، ص 167.
  17. اعظم آزاده و دهقان‌فرد، «خشونت علیه زنان در تهران: نقش جامعه پذیری جنسیتی، منابع در دسترس زنان و روابط خانوادگی»، 1385ش، ص 177.
  18. جهانی جناقرد، «خشونت خانگی علیه زنان در ایران»، 1399ش، ص902-900؛ سالاری‌فر، خشونت خانگی علیه زنان، 1389ش، ص142.
  19. بخشی سور شجانی، «خشونت علیه زنان»، 1385ش، ص41.
  20. سالاری‌فر، خشونت خانگی علیه زنان، 1389ش، ص245.

منابع

  • «اجتماعی: خشونت علیه زنان»، نشریه گزارش، شماره 170، 1384ش.
  • «بولتن خشونت علیه زنان در کشور‌های اروپایی توسط ستاد حقوق بشر منتشر شد»، وب‌سایت ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران، تاریخ بارگزاری: 18 اسفند 1400ش.
  • اعتمادی، خدیجه، «بحران خشونت علیه زنان در غرب»، خبرگزاری رسالت، تاریخ درج مطلب: 22 آذر 1389ش.
  • اعزازی، شهلا، «ساختار جامعه و خشونت علیه زنان»، رفاه اجتماعی، شماره 14، پاییز 1383ش.
  • اعظم ‌آزاده، منصوره و دهقان‌فرد، راضیه، «خشونت علیه زنان در تهران: نقش جامعه پذیری جنسیتی، منابع در دسترس زنان و روابط خانوادگی»، زن در توسعه و سیاست، دوره 4، شماره 2-1، 1385ش.
  • بخشی سور شجانی، لیلا، «خشونت علیه زنان»، پژوهشنامه تربیتی، دوره هفتم، شماره 7، تابستان 1385ش.
  • پاد، سکینه سادات، «تاکید دین مبین اسلام بر حفظ کرامت زن و منع خشونت علیه زنان»، تاریخ درج مطلب: 5 آذر 1399ش.
  • ثابتی، مریم و همکاران، «بررسی علل خشونت خانگی علیه زنان»، زن و فرهنگ، سال پنجم، شماره 20، تابستان 1393 ش.
  • جهانی جناقرد، میلاد، «خشونت خانگی علیه زنان در ایران»،قانون‌یار، دوره 4، شماره 15، پاییز 1399ش.
  • سجادی، مرضیه سادات، «اسلام و نقش آن در کاهش خشونت خانگی علیه زنان»، پژوهش‌های اسلامی جنسیت و خانواده، پاییز و زمستان 1398ش.
  • «منع خشونت علیه زنان از نگاه اسلام»، وب‌سایت مرکز آینده‌پژوهی جهان اسلام، تارخ درج مطلب: 9 دی 1399ش.
  • موسوی بجنوردی، سید محمد، «خشونت نسبت به زنان از منظر دین»، بازتاب اندیشه، شماره 64، 1384ش.
  • همتی، رضا، «عوامل موثر بر خشونت مردان علیه زنان: مطالعه موردی خانواده های تهرانی»، نشریه رفاه اجتماعی، دوره 3، شماره 12، 1383ش.